spites

[ایالات متحده]/spaɪts/
[بریتانیا]/spaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قصد یا تمایل بدخواهانه برای آسیب رساندن

عبارات و ترکیب‌ها

in spite

با وجود

spites others

خشمگین کردن دیگران

spiteful act

رفتار خسیسانه

spiteful remark

حرف کینه‌توز

spites me

من را خشمگین می‌کند

spiteful nature

طبع خسیس

spiteful words

حرف‌های خسیسانه

spiteful behavior

رفتار کینه‌توز

spiteful actions

اقدامات خسیسانه

spiteful comments

نظرات خسیسانه

جملات نمونه

she often acts out of spite.

او اغلب از روی کینه عمل می‌کند.

he did it just to spite me.

او فقط برای اینکه مرا عصبانی کند این کار را انجام داد.

spite can lead to unwise decisions.

کینه می‌تواند منجر به تصمیمات غیرمنصفانه شود.

they spoke harshly out of spite.

آنها با لحنی تند و زننده از روی کینه صحبت کردند.

she refused to help him in spite of their friendship.

او با وجود دوستی‌شان از کمک به او امتناع کرد.

he smiled in spite of his troubles.

او با وجود مشکلاتش لبخند زد.

spiteful comments can hurt feelings.

نظرات کینه‌توز می‌توانند باعث ناراحتی دیگران شوند.

she laughed in spite of her fears.

او با وجود ترس‌هایش خندید.

he made a spiteful remark during the meeting.

او در طول جلسه یک اظهار نظر کینه‌توز کرد.

in spite of the rain, they continued their picnic.

با وجود باران، آنها به پیک نیک خود ادامه دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید