sploshes

[ایالات متحده]/ˈsplɒʃɪz/
[بریتانیا]/ˈsplɑːʃɪz/

ترجمه

n. پول؛ مقدار ناگهانی زیادی آب که به پایین می‌ریزد
v. به پاشیدن یا ریختن
adv. با صدای پاشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

water sploshes

آب پاشیده می‌شود

mud sploshes

گل پاشیده می‌شود

sound sploshes

صدا پاشیده می‌شود

rain sploshes

باران پاشیده می‌شود

liquid sploshes

مایع پاشیده می‌شود

ocean sploshes

اقیانوس پاشیده می‌شود

splashing sploshes

پاشیدن پاشیده می‌شود

puddle sploshes

گودال آب پاشیده می‌شود

bucket sploshes

سطل پاشیده می‌شود

playful sploshes

پاشیدن‌های بازیگانه

جملات نمونه

the water sploshes around in the bucket.

آب در سطل به اطراف پاشیده می‌شود.

she sploshes paint on the canvas with enthusiasm.

او با اشتیاق رنگ را روی بوم می‌پاشد.

the kids sploshes in the puddles after the rain.

کودکان بعد از باران در چاله ها آب بازی می‌کنند.

the chef sploshes oil into the hot pan.

سرآشپز روغن را در تابه داغ می‌پاشد.

he sploshes through the mud with his boots.

او با چکمه‌هایش از میان گل عبور می‌کند.

the dog sploshes in the lake, chasing the ducks.

سگ در دریاچه آب بازی می‌کند و به دنبال اردک‌ها می‌دود.

she loves how the water sploshes when she jumps in.

او عاشق این است که چگونه آب وقتی می‌پرد پاشیده می‌شود.

the waves sploshes against the rocks during the storm.

امواج در طول طوفان به صخره‌ها پاشیده می‌شوند.

he sploshes his drink all over the table.

او نوشیدنی‌اش را روی میز می‌پاشد.

as the boat rocks, water sploshes over the sides.

همانطور که قایق تکان می‌خورد، آب از کناره‌ها پاشیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید