splotch of paint
لکهی رنگ
splotch on paper
لکهی روی کاغذ
splotch of ink
لکهی جوهر
splotch of color
لکهی رنگ
red splotch
لکهی قرمز
dark splotch
لکهی تیره
splotch of mud
لکهی گل
green splotch
لکهی سبز
splotch of blood
لکهی خون
splotch of dye
لکهی رنگرزی
there was a large splotch of paint on the floor.
یک لکه بزرگ رنگ روی زمین وجود داشت.
she accidentally spilled juice, leaving a splotch on her shirt.
او به طور تصادفی آبمیوه ریخت و لکهای روی پیراهنش ایجاد کرد.
the artist created a beautiful splotch of color on the canvas.
هنرمند یک لکه رنگ زیبا روی بوم ایجاد کرد.
he noticed a splotch of mud on his shoes.
او متوجه یک لکه گل روی کفشش شد.
the child made a splotch with her finger in the wet sand.
کودک با انگشت خود در ماسه نمناک یک لکه ایجاد کرد.
there was a splotch of ink on the paper.
یک لکه جوهر روی کاغذ وجود داشت.
she tried to clean the splotch from her dress.
او سعی کرد لکه را از روی لباسش پاک کند.
the chef added a splotch of sauce to the plate.
سرآشپز مقداری سس به ظرف اضافه کرد.
he left a splotch of oil on the driveway.
او مقداری روغن روی پیادهرو گذاشت.
after the rain, a splotch of water remained on the pavement.
بعد از باران، یک لکه آب روی پیادهرو باقی ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید