splotchy

[ایالات متحده]/ˈsplɒtʃi/
[بریتانیا]/ˈsplɑːtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخص شده با لکه ها یا لکه های رنگی; لکه دار یا آسیب دیده

عبارات و ترکیب‌ها

splotchy skin

پوست دانه دار

splotchy paint

رنگ دانه دار

splotchy pattern

الگوی دانه دار

splotchy appearance

ظاهر دانه دار

splotchy surface

سطح دانه دار

splotchy colors

رنگ های دانه دار

splotchy marks

علامت های دانه دار

splotchy texture

بافت دانه دار

splotchy effect

اثر دانه دار

splotchy design

طراحی دانه دار

جملات نمونه

the wall was painted in a splotchy pattern.

دیوار با الگوی نامنظم رنگ‌آمیزی شده بود.

her skin appeared splotchy after the sunburn.

بعد از آفتاب سوختگی، پوستش لکه‌دار به نظر می‌رسید.

the artist used splotchy colors to create depth.

هنرمند از رنگ‌های لکه‌دار برای ایجاد عمق استفاده کرد.

he noticed the splotchy ink on the paper.

او متوجه جوهر لکه‌دار روی کاغذ شد.

the dog's fur was splotchy and uneven.

پوش موی سگ لکه‌دار و ناهموار بود.

she wore a splotchy dress that caught everyone's attention.

او لباسی با طرح لکه‌دار پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.

the sky looked splotchy with clouds during sunset.

آسمان با ابرها در هنگام غروب خورشید، لکه‌دار به نظر می‌رسید.

his painting was criticized for its splotchy technique.

نقاشی او به دلیل تکنیک لکه‌دار مورد انتقاد قرار گرفت.

the garden had splotchy patches of color from the flowers.

باغ دارای نقاط رنگی لکه‌دار از گل‌ها بود.

after the rain, the ground was left in a splotchy mess.

بعد از باران، زمین در حال و هوای لکه‌دار رها شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید