splotchy skin
پوست دانه دار
splotchy paint
رنگ دانه دار
splotchy pattern
الگوی دانه دار
splotchy appearance
ظاهر دانه دار
splotchy surface
سطح دانه دار
splotchy colors
رنگ های دانه دار
splotchy marks
علامت های دانه دار
splotchy texture
بافت دانه دار
splotchy effect
اثر دانه دار
splotchy design
طراحی دانه دار
the wall was painted in a splotchy pattern.
دیوار با الگوی نامنظم رنگآمیزی شده بود.
her skin appeared splotchy after the sunburn.
بعد از آفتاب سوختگی، پوستش لکهدار به نظر میرسید.
the artist used splotchy colors to create depth.
هنرمند از رنگهای لکهدار برای ایجاد عمق استفاده کرد.
he noticed the splotchy ink on the paper.
او متوجه جوهر لکهدار روی کاغذ شد.
the dog's fur was splotchy and uneven.
پوش موی سگ لکهدار و ناهموار بود.
she wore a splotchy dress that caught everyone's attention.
او لباسی با طرح لکهدار پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.
the sky looked splotchy with clouds during sunset.
آسمان با ابرها در هنگام غروب خورشید، لکهدار به نظر میرسید.
his painting was criticized for its splotchy technique.
نقاشی او به دلیل تکنیک لکهدار مورد انتقاد قرار گرفت.
the garden had splotchy patches of color from the flowers.
باغ دارای نقاط رنگی لکهدار از گلها بود.
after the rain, the ground was left in a splotchy mess.
بعد از باران، زمین در حال و هوای لکهدار رها شده بود.
splotchy skin
پوست دانه دار
splotchy paint
رنگ دانه دار
splotchy pattern
الگوی دانه دار
splotchy appearance
ظاهر دانه دار
splotchy surface
سطح دانه دار
splotchy colors
رنگ های دانه دار
splotchy marks
علامت های دانه دار
splotchy texture
بافت دانه دار
splotchy effect
اثر دانه دار
splotchy design
طراحی دانه دار
the wall was painted in a splotchy pattern.
دیوار با الگوی نامنظم رنگآمیزی شده بود.
her skin appeared splotchy after the sunburn.
بعد از آفتاب سوختگی، پوستش لکهدار به نظر میرسید.
the artist used splotchy colors to create depth.
هنرمند از رنگهای لکهدار برای ایجاد عمق استفاده کرد.
he noticed the splotchy ink on the paper.
او متوجه جوهر لکهدار روی کاغذ شد.
the dog's fur was splotchy and uneven.
پوش موی سگ لکهدار و ناهموار بود.
she wore a splotchy dress that caught everyone's attention.
او لباسی با طرح لکهدار پوشیده بود که توجه همه را جلب کرد.
the sky looked splotchy with clouds during sunset.
آسمان با ابرها در هنگام غروب خورشید، لکهدار به نظر میرسید.
his painting was criticized for its splotchy technique.
نقاشی او به دلیل تکنیک لکهدار مورد انتقاد قرار گرفت.
the garden had splotchy patches of color from the flowers.
باغ دارای نقاط رنگی لکهدار از گلها بود.
after the rain, the ground was left in a splotchy mess.
بعد از باران، زمین در حال و هوای لکهدار رها شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید