spottier

[ایالات متحده]/ˈspɒtiə/
[بریتانیا]/ˈspɑːtiər/

ترجمه

adj. دارای لکه‌ها یا نقص‌های بیشتر؛ با لکه‌ها یا لکه‌ها علامت‌گذاری شده

عبارات و ترکیب‌ها

spottier than ever

ناهموارتر از همیشه

spottier performance

عملکرد ناهموارتر

spottier results

نتایج ناهموارتر

spottier pattern

الگوی ناهموارتر

spottier coverage

پوشش ناهموارتر

spottier service

خدمات ناهموارتر

spottier quality

کیفیت ناهموارتر

spottier history

سابقه ناهموارتر

spottier weather

آب و هوای ناهموارتر

spottier trends

روندهای ناهموارتر

جملات نمونه

the weather has become spottier as the season progresses.

هوا با پیشرفت فصل، پرششی‌تر شده است.

her attendance at meetings has been spottier lately.

حضور او در جلسات اخیراً پرششی‌تر شده است.

the internet connection is spottier in rural areas.

اتصال اینترنت در مناطق روستایی پرششی‌تر است.

his performance in the game was spottier than usual.

عملکرد او در بازی نسبت به معمول پرششی‌تر بود.

we noticed the spottier distribution of resources this year.

ما متوجه توزیع پرششی‌تر منابع امسال شدیم.

the reviews for the movie have been spottier than expected.

نقد و بررسی فیلم نسبت به حد انتظار پرششی‌تر بوده است.

her explanations were spottier, making it hard to follow.

توضیحات او پرششی‌تر بود و درک آن را دشوار می‌کرد.

the service at the restaurant has been spottier recently.

خدمات در رستوران اخیراً پرششی‌تر شده است.

his attendance at classes has become spottier this semester.

حضور او در کلاس‌ها این ترم پرششی‌تر شده است.

the lighting in the room felt spottier than before.

نورپردازی اتاق نسبت به قبل پرششی‌تر به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید