spudded

[ایالات متحده]/ˈspʌdɪd/
[بریتانیا]/ˈspʌdɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و مفعول گذشته spud

عبارات و ترکیب‌ها

spudded well

چاه اسپود شده

spudded hole

گودال اسپود شده

spudded rig

چاله حفاری اسپود شده

spudded line

خط اسپود شده

spudded site

محل اسپود شده

spudded area

منطقه اسپود شده

spudded location

موقعیت اسپود شده

spudded project

پروژه اسپود شده

spudded foundation

پایه‌ اسپود شده

spudded method

روش اسپود شده

جملات نمونه

the farmer spudded the field to prepare for planting.

کشیش مزرعه را برای آماده شدن برای کاشت آماده کرد.

after the storm, the workers spudded the damaged crops.

بعد از طوفان، کارگران محصولات آسیب دیده را آماده کردند.

he spudded the ground to loosen the soil.

او زمین را برای شل کردن خاک آماده کرد.

they spudded the area to clear it for construction.

آنها منطقه را برای باز کردن آن برای ساخت و ساز آماده کردند.

she spudded the garden to make it ready for spring.

او باغ را برای آماده شدن برای بهار آماده کرد.

the team spudded the site before laying the foundation.

تیم محل را قبل از ساختن پایه آماده کرد.

he spudded around the roots to help the plant grow.

او در اطراف ریشه ها آماده کرد تا به رشد گیاه کمک کند.

they spudded the lawn to aerate the soil.

آنها چمن را برای هوادهی خاک آماده کردند.

the gardener spudded the flower beds for better drainage.

باغبان تخت های گل را برای زهکشی بهتر آماده کرد.

before planting, he spudded the entire plot.

قبل از کاشت، او کل زمین را آماده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید