spuming

[ایالات متحده]/ˈspjuːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspumɪŋ/

ترجمه

v. (به) کف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

spuming water

آب خروشان

spuming waves

امواج خروشان

spuming fountain

فونتین خروشان

spuming lava

گدازه‌های خروشان

spuming oil

نفت خروشان

spuming foam

کف خروشان

spuming geyser

گِی‌زِر خروشان

spuming river

رودخانه خروشان

spuming steam

بخار خروشان

spuming spray

اسپری خروشان

جملات نمونه

spuming water can create a beautiful fountain effect.

آب خروشان می‌تواند جلوه‌ای زیبا از فواره ایجاد کند.

the spuming waves crashed against the rocks.

امواج خروشان به صخره‌ها برخورد کردند.

he watched the spuming geyser with awe.

او با حیرت شاهد فوران خروشان بود.

the spuming lava flowed down the mountainside.

گدازه‌های خروشان در امتداد دامنه کوه جریان داشتند.

spuming foam covered the surface of the sea.

کف خروشان سطح دریا را پوشاند.

children laughed as they played in the spuming water.

کودکان در حالی که در آب خروشان بازی می‌کردند، می‌خندیدند.

the artist captured the spuming ocean in her painting.

هنرمند اقیانوس خروشان را در نقاشی خود به تصویر کشید.

spuming jets of water shot up into the air.

جت‌های خروشان آب به هوا پرتاب شدند.

we could hear the spuming river from our campsite.

ما می‌توانستیم صدای رودخانه خروشان را از کمپ خود بشنویم.

the spuming fountain was the centerpiece of the garden.

فونتین خروشان قطب باغ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید