buy spyglasses
خریدن دوربین شکاری
use spyglasses
استفاده از دوربین شکاری
find spyglasses
پیدا کردن دوربین شکاری
test spyglasses
تست کردن دوربین شکاری
choose spyglasses
انتخاب دوربین شکاری
adjust spyglasses
تنظیم دوربین شکاری
clean spyglasses
تمیز کردن دوربین شکاری
sell spyglasses
فروش دوربین شکاری
repair spyglasses
تعمیر دوربین شکاری
inspect spyglasses
بازرسی دوربین شکاری
he used his spyglasses to observe the birds in the distance.
او از دوربینهای دوچشمی خود برای مشاهده پرندگان در دوردست استفاده کرد.
the spyglasses allowed her to see the details of the landscape.
دوربینهای دوچشمی به او اجازه داد جزئیات منظره را ببیند.
they brought their spyglasses for the hiking trip.
آنها دوربینهای دوچشمی خود را برای سفر پیادهروی به همراه داشتند.
using spyglasses, we spotted a rare animal in the forest.
با استفاده از دوربینهای دوچشمی، ما یک حیوان کمیاب را در جنگل شناسایی کردیم.
he adjusted his spyglasses to get a clearer view of the ship.
او دوربینهای دوچشمی خود را تنظیم کرد تا دید واضحتری از کشتی داشته باشد.
spyglasses are essential for birdwatching enthusiasts.
دوربینهای دوچشمی برای علاقهمندان به پرندهنگری ضروری هستند.
she always keeps her spyglasses handy when traveling.
او همیشه هنگام سفر دوربینهای دوچشمی خود را در دسترس نگه میدارد.
with his spyglasses, he could see the stars more clearly.
با استفاده از دوربینهای دوچشمی خود، او میتوانست ستارهها را واضحتر ببیند.
they used spyglasses to track the progress of the race.
آنها از دوربینهای دوچشمی برای پیگیری پیشرفت مسابقه استفاده کردند.
her spyglasses were a gift from her grandfather, who loved astronomy.
دوربینهای دوچشمی او هدیهای از پدربزرگش بود که عاشق نجوم بود.
buy spyglasses
خریدن دوربین شکاری
use spyglasses
استفاده از دوربین شکاری
find spyglasses
پیدا کردن دوربین شکاری
test spyglasses
تست کردن دوربین شکاری
choose spyglasses
انتخاب دوربین شکاری
adjust spyglasses
تنظیم دوربین شکاری
clean spyglasses
تمیز کردن دوربین شکاری
sell spyglasses
فروش دوربین شکاری
repair spyglasses
تعمیر دوربین شکاری
inspect spyglasses
بازرسی دوربین شکاری
he used his spyglasses to observe the birds in the distance.
او از دوربینهای دوچشمی خود برای مشاهده پرندگان در دوردست استفاده کرد.
the spyglasses allowed her to see the details of the landscape.
دوربینهای دوچشمی به او اجازه داد جزئیات منظره را ببیند.
they brought their spyglasses for the hiking trip.
آنها دوربینهای دوچشمی خود را برای سفر پیادهروی به همراه داشتند.
using spyglasses, we spotted a rare animal in the forest.
با استفاده از دوربینهای دوچشمی، ما یک حیوان کمیاب را در جنگل شناسایی کردیم.
he adjusted his spyglasses to get a clearer view of the ship.
او دوربینهای دوچشمی خود را تنظیم کرد تا دید واضحتری از کشتی داشته باشد.
spyglasses are essential for birdwatching enthusiasts.
دوربینهای دوچشمی برای علاقهمندان به پرندهنگری ضروری هستند.
she always keeps her spyglasses handy when traveling.
او همیشه هنگام سفر دوربینهای دوچشمی خود را در دسترس نگه میدارد.
with his spyglasses, he could see the stars more clearly.
با استفاده از دوربینهای دوچشمی خود، او میتوانست ستارهها را واضحتر ببیند.
they used spyglasses to track the progress of the race.
آنها از دوربینهای دوچشمی برای پیگیری پیشرفت مسابقه استفاده کردند.
her spyglasses were a gift from her grandfather, who loved astronomy.
دوربینهای دوچشمی او هدیهای از پدربزرگش بود که عاشق نجوم بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید