squads

[ایالات متحده]/skwɒdz/
[بریتانیا]/skwɑdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (نظامی) واحد کوچک؛ گروه ترور؛ تیم ورزشی؛ واحد پلیس برای جرایم خاص؛ تیم کوچک
v. به گروه‌های کوچک تشکیل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

attack squads

گروه‌های حمله

support squads

گروه‌های پشتیبانی

tactical squads

گروه‌های تاکتیکی

elite squads

گروه‌های نخبه

special squads

گروه‌های ویژه

response squads

گروه‌های واکنش

training squads

گروه‌های آموزشی

combat squads

گروه‌های رزمی

rescue squads

گروه‌های نجات

patrol squads

گروه‌های گشتی

جملات نمونه

our squads are ready for the upcoming competition.

گروه‌های ما برای مسابقه آتی آماده هستند.

the squads worked together to achieve their goals.

گروه‌ها برای دستیابی به اهداف خود با هم همکاری کردند.

each squad has its own strategy for the game.

هر گروه استراتژی خاص خود را برای بازی دارد.

the coach divided the players into two squads.

مربی بازیکنان را به دو گروه تقسیم کرد.

squads need to communicate effectively to succeed.

گروه‌ها برای موفقیت به برقراری ارتباط موثر نیاز دارند.

the squads practiced daily to improve their skills.

گروه‌ها به طور روزانه برای بهبود مهارت‌های خود تمرین کردند.

our squads are competing for the championship title.

گروه‌های ما برای کسب عنوان قهرمانی با هم رقابت می‌کنند.

squads often face challenges that test their teamwork.

گروه‌ها اغلب با چالش‌هایی روبرو می‌شوند که مهارت کار گروهی آنها را به چالش می‌کشد.

the squads celebrated their victory together.

گروه‌ها پیروزی خود را با هم جشن گرفتند.

squads are essential for effective group dynamics.

گروه‌ها برای پویایی گروهی موثر ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید