squalors

[ایالات متحده]/ˈskwɒlə(r)/
[بریتانیا]/ˈskwɑːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کثافت، ناپاکی، بدبختی، انحطاط اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

living in squalor

زندگی در فقر و محرومیت

conditions of squalor

شرایط فقر و محرومیت

جملات نمونه

they lived in squalor and disease.

آنها در فقر و بیماری زندگی می‌کردند.

a beautiful garden amid the squalor of the slums

باغی زیبا در میان زباله و فقر محله.

He was born in squalor next to London’s docks.

او در فقر و بدبختی در کنار اسکله‌های لندن متولد شد.

escape the squalor of the city

از فقر و بدبختی شهر فرار کنید.

the squalor of the slums

فقر و بدبختی محله‌های فقیرنشین

overcome the squalor of the situation

برتری بر فقر و بدبختی وضعیت

a life of squalor

یک زندگی پر از فقر و بدبختی

the squalor of the refugee camp

فقر و بدبختی اردوگاه آوارگان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید