wretchedness

[ایالات متحده]/'retʃidnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنج، درد

عبارات و ترکیب‌ها

overwhelming wretchedness

افسردگی طاقت‌فرسا

torment of wretchedness

آزار و رنج مضاعف

unbearable wretchedness

ناقابل تحمل بودن

جملات نمونه

endure wretchedness and suffering

تحمل رنج و بدبختی

deep sense of wretchedness

حس عمیق بدبختی

life filled with wretchedness

زندگی سرشار از بدبختی

wretchedness of human condition

بدبختی وضعیت انسان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید