squatnesses

[ایالات متحده]/ˈskwɒtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈskwɑtnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت کوتاه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high squatnesses

سکوت‌های زیاد

varied squatnesses

سکوت‌های متنوع

extreme squatnesses

سکوت‌های شدید

different squatnesses

سکوت‌های متفاوت

average squatnesses

سکوت‌های متوسط

unique squatnesses

سکوت‌های منحصر به فرد

observable squatnesses

سکوت‌های قابل مشاهده

notable squatnesses

سکوت‌های قابل توجه

extensive squatnesses

سکوت‌های گسترده

various squatnesses

سکوت‌های مختلف

جملات نمونه

the squatnesses of the frogs make them good jumpers.

کوچک‌جثه‌ بودن قورباغه‌ها باعث می‌شود آن‌ها پرش خوبی داشته باشند.

we studied the squatnesses of various animals in biology class.

ما در کلاس زیست‌شناسی، کوچکی جثه حیوانات مختلف را مطالعه کردیم.

her squatnesses were evident in her sturdy build.

کوچک‌جثه‌ بودن او در ساختار تنومندش آشکار بود.

the design of the chair emphasizes squatnesses for comfort.

طراحی صندلی بر روی کوچکی جثه برای راحتی تاکید دارد.

squatnesses can affect how animals navigate their environment.

کوچکی جثه می‌تواند بر نحوه حرکت حیوانات در محیط تأثیر بگذارد.

we compared the squatnesses of different species of fish.

ما کوچکی جثه گونه‌های مختلف ماهی را مقایسه کردیم.

the artist captured the squatnesses of the landscape beautifully.

هنرمند به زیبایی کوچکی جثه مناظر را به تصویر کشید.

in nature, squatnesses often help with stability.

در طبیعت، کوچکی جثه اغلب به حفظ تعادل کمک می‌کند.

we observed the squatnesses of plants in the ecosystem.

ما کوچکی جثه گیاهان را در اکوسیستم مشاهده کردیم.

the squatnesses of certain breeds of dogs are quite charming.

کوچکی جثه برخی از نژادهای سگ بسیار جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید