squeamish

[ایالات متحده]/ˈskwiːmɪʃ/
[بریتانیا]/ˈskwiːmɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی حالت تهوع پیدا می‌کند، بسیار دقیق‌نگر، راضی کردنش دشوار است.

جملات نمونه

squeamish about dirty things

احساس ناراحتی در مورد چیزهای کثیف

he was a bit squeamish at the sight of the giant needles.

او در دیدن سوزن های غول پیکر کمی احساس ناراحتی می کرد.

she was not squeamish about using her social influence in support of her son.

او در استفاده از نفوذ اجتماعی خود برای حمایت از پسرش، احساس ناراحتی نمی کرد.

She is squeamish about blood and cannot stand the sight of it.

او از دیدن خون احساس ناراحتی می کند و نمی تواند تحمل کند.

He is too squeamish to watch horror movies.

او خیلی حساس است که نتواند فیلم های ترسناک تماشا کند.

The squeamish child refused to eat the slimy food.

کودک حساس از خوردن غذای لزج امتناع کرد.

I'm a bit squeamish when it comes to insects.

من در مورد حشرات کمی حساس هستم.

Some people are squeamish about discussing bodily functions.

برخی از افراد در مورد صحبت کردن در مورد عملکردهای بدن احساس ناراحتی می کنند.

The squeamish girl couldn't even look at the dissected frog.

دختر حساس حتی نمی توانست به قورباغه قطعه شده نگاه کند.

She's squeamish about trying new foods.

او در مورد امتحان کردن غذاهای جدید حساس است.

He's too squeamish to handle raw meat.

او خیلی حساس است که نتواند گوشت خام را دستکاری کند.

The squeamish patient fainted at the sight of the needle.

بیمار حساس با دیدن سوزن از هوش رفت.

Being squeamish, she couldn't bear the idea of getting a tattoo.

با توجه به حساسیت او، تحمل این ایده را نداشت که خالکوب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید