squeamishly

[ایالات متحده]/ˈskwiːmɪʃli/
[بریتانیا]/ˈskwiːmɪʃli/

ترجمه

adv.به صورت وسواسی; به طور حساس به مسائل ناخوشایند

عبارات و ترکیب‌ها

squeamishly declined

squeamishly refused

squeamishly averted

جملات نمونه

she squeamishly declined the offer to examine the injured animal.

او با حساسیت از نگاه کردن به جراحت وحشتناک اجتناب کرد.

he squeamishly turned away when the gruesome scene appeared on screen.

او با بیزاری از خوردن صدف خام امتناع کرد.

the children squeamishly refused to touch the strange-looking insect.

گیاهخوار با ناراحتی استیک را از خود دور کرد.

she squeamishly avoided looking at the blood-soaked bandage.

او در صحنه جراحی با حساسیت چشمانش را پوشاند.

the volunteer squeamishly stepped back from the overwhelming task.

او با حالت تهوع از خون روی برگرداند.

he squeamishly recoiled at the thought of eating the exotic dish.

پرستار با ذهنیت حساس از کار در اورژانس امتناع کرد.

the doctor squeamishly responded to the graphic medical images.

او با دیدن عنکبوت از درد و ناراحتی چشمک زد.

she squeamishly withdrew her hand from the slimy creature.

وقتی حشرات را دید، با حالتی از خود بیخود شده لرزید.

they squeamishly refused to participate in the messy food fight.

کودک از بافت لزج با انزجار دور شد.

the tourist squeamishly cringed at the local delicacy being prepared.

او با ناراحتی از صحبت کردن در مورد جزئیات خونین خودداری کرد.

he squeamishly declined the invitation to visit the horror museum.

او با ناراحتی چشمانش را از صحنه تصادف برگرداند.

she squeamishly turned her head away during the surgery scene.

توریست با گرایش به حساسیت از رفتن به موزه ترسناک صرف نظر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید