prissily

[ایالات متحده]/ˈprɪsɪli/
[بریتانیا]/ˈprɪsɪli/

ترجمه

adv. به روشی خودنمایی‌کننده؛ بیش از حد مناسب یا ظریف

عبارات و ترکیب‌ها

spoken prissily

Persian_translation

walked prissily

Persian_translation

behaving prissily

Persian_translation

جملات نمونه

she prissily declined the offered drink, claiming it was too common for her refined tastes.

او با بزرگی و خودپسندی، نوشیدنی پیشنهادی را رد کرد و گفت که برای ذائقه‌های ظریف او خیلی معمولی است.

he prissily pointed out the minor flaw in my presentation as if it were a catastrophe.

او با بزرگی و خودپسندی، نقص جزئی در ارائه من را به گونه‌ای نشان داد که گویی یک فاجعه بود.

the hostess prissily sniffed at the casual attire of the arriving guests.

میهماندار با بزرگی و خودپسندی، به لباس‌های غیررسمی مهمانان ورودی پوزخند زد.

she prissily turned up her nose at the simple home-cooked meal.

او با بزرگی و خودپسندی، به غذای خانگی ساده پوزخند زد.

the critic prissily remarked that the performance lacked the sophistication she expected.

منتقد با بزرگی و خودپسندی، اظهار داشت که اجرا فاقد ظرافت مورد انتظار او بود.

he prissily announced that he would only drink imported water.

او با بزرگی و خودپسندی اعلام کرد که فقط آب وارداتی خواهد نوشید.

she prissily declared that she couldn't possibly sit on such an ordinary chair.

او با بزرگی و خودپسندی اعلام کرد که به هیچ وجه نمی‌تواند روی چنین صندلی معمولی بنشیند.

the executive prissily protested the casual friday policy.

مدیر اجرایی با بزرگی و خودپسندی، سیاست جمعه‌های غیررسمی را اعتراض کرد.

she prissily refused to touch the menu, insisting on something more elegant.

او با بزرگی و خودپسندی از لمس کردن منو امتناع کرد و اصرار داشت که چیزی شیک‌تر وجود دارد.

he prissily corrected the server's pronunciation of a french dish.

او با بزرگی و خودپسندی تلفظ یک غذای فرانسوی توسط گارسون را تصحیح کرد.

the socialite prissily noted that she'd never dined at such an establishment before.

ثروتمند با بزرگی و خودپسندی متوجه شد که قبلاً در چنین مکانی غذا نخورده است.

she prissily rejected the handmade gift as unsuitable for her refined collection.

او با بزرگی و خودپسندی، هدیه دست‌ساز را به دلیل عدم تطابق با مجموعه ظریف او رد کرد.

the young heir prissily declared that he would never ride public transportation.

وارث جوان با بزرگی و خودپسندی اعلام کرد که هرگز از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده نخواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید