stabiles

[ایالات متحده]/ˈsteɪbɪl/
[بریتانیا]/ˈsteɪbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ثابت; پایدار
n. یک مجسمه ثابت

عبارات و ترکیب‌ها

stabile structure

ساختار پایدار

stabile environment

محیط پایدار

stabile system

سیستم پایدار

stabile growth

رشد پایدار

stabile condition

شرایط پایدار

stabile platform

پلتفرم پایدار

stabile solution

راه حل پایدار

stabile phase

فاز پایدار

stabile market

بازار پایدار

stabile performance

عملکرد پایدار

جملات نمونه

the bridge is designed to be stabile under heavy loads.

پل به گونه‌ای طراحی شده است که در برابر بارهای سنگین پایدار باشد.

it's important to have a stabile foundation for the building.

داشتن یک پایه مستحکم برای ساختمان مهم است.

investing in stable markets can lead to stabile returns.

سرمایه‌گذاری در بازارهای باثبات می‌تواند منجر به بازدهی پایدار شود.

she prefers a stabile environment for her children.

او ترجیح می‌دهد محیطی پایدار برای فرزندانش وجود داشته باشد.

the economy needs to be stabile for long-term growth.

برای رشد بلندمدت، اقتصاد باید باثبات باشد.

his emotions are quite stabile, even during crises.

احساسات او کاملاً پایدار است، حتی در بحران‌ها.

a stabile government is essential for national security.

یک دولت پایدار برای امنیت ملی ضروری است.

they aim to create a stabile community for everyone.

آنها هدف ایجاد یک جامعه پایدار برای همه را دارند.

stabile relationships require trust and communication.

روابط پایدار نیازمند اعتماد و ارتباط است.

he built a stabile career through hard work.

او با تلاش فراوان یک شغل پایدار ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید