staidness

[ایالات متحده]/ˈsteɪdnəs/
[بریتانیا]/ˈsteɪd.nəs/

ترجمه

n. جدیت و ثبات؛ جدیت و آرامش

عبارات و ترکیب‌ها

staidness of mind

ثبات خاطر

staidness in demeanor

ثبات در رفتار

staidness and decorum

ثبات و نزاکت

staidness of character

ثبات شخصیت

staidness in behavior

ثبات در رفتار

staidness of expression

ثبات در بیان

staidness in style

ثبات در سبک

staidness and seriousness

ثبات و جدیت

staidness of purpose

ثبات هدف

staidness in conversation

ثبات در گفتگو

جملات نمونه

his staidness made him a reliable leader.

ثبات او باعث شد او یک رهبر قابل اعتماد باشد.

the staidness of the old institution was comforting.

ثبات نهاد قدیمی دلگرم‌کننده بود.

despite her staidness, she had a vibrant personality.

با وجود ثبات او، او شخصیتی پرجنب‌وجوش داشت.

the staidness of the ceremony contrasted with the lively reception.

ثبات مراسم با استقبال پر جنب‌وجوش تضاد داشت.

his staidness often made him the voice of reason.

ثبات او اغلب باعث می‌شد او صدای عقل سلیم باشد.

she admired his staidness in the face of chaos.

او به ثبات او در برابر هرج و مرج احترام می‌گذاشت.

the staidness of the meeting kept everyone focused.

ثبات جلسه باعث شد همه روی تمرکز خود باقی بمانند.

in a world of change, his staidness was refreshing.

در دنیایی که همه چیز در حال تغییر است، ثبات او دلپذیر بود.

the staidness of the discussion allowed for deep insights.

ثبات بحث به بینش‌های عمیق اجازه داد.

her staidness was often mistaken for aloofness.

ثبات او اغلب به عنوان بی‌اعتنایی اشتباه گرفته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید