stalemating

[ایالات متحده]/ˈsteɪlmeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsteɪlˌmeɪtɪŋ/

ترجمه

v. عمل ایجاد بن بست در شطرنج؛ رسیدن به توقف یا بن بست در یک اختلاف

عبارات و ترکیب‌ها

stalemating situation

وضعیت بن‌بست

stalemating process

فرآیند بن‌بست

stalemating tactics

تاکتیک‌های بن‌بست

stalemating negotiations

مذاکرات بن‌بست

stalemating conflict

درگیری بن‌بست

stalemating parties

طرف‌های بن‌بست

stalemating game

بازی بن‌بست

stalemating issue

مسئله بن‌بست

stalemating strategy

استراتژی بن‌بست

stalemating position

موقعیت بن‌بست

جملات نمونه

the negotiations are stalemating over the budget issues.

مذاکرات به دلیل مشکلات بودجه در حال به بن‌بست رسیدن هستند.

stalemating in the talks has led to increased tensions.

به‌بن بست رسیدن در مذاکرات منجر به افزایش تنش‌ها شده است.

the two sides are stalemating without any compromise.

دو طرف بدون هیچ مصالحه‌ای در حال به بن‌بست رسیدن هستند.

stalemating can often result in a loss of public support.

به‌بن بست رسیدن اغلب می‌تواند منجر به از دست دادن حمایت عمومی شود.

the project is stalemating due to a lack of resources.

به دلیل کمبود منابع، پروژه در حال به بن‌بست رسیدن است.

stalemating negotiations may require a third-party mediator.

به‌بن بست رسیدن در مذاکرات ممکن است نیاز به یک میانجی‌گر ثالث داشته باشد.

stalemating in the courtroom can delay justice.

به‌بن بست رسیدن در دادگاه می‌تواند عدالت را به تأخیر اندازد.

the political stalemating is frustrating for the citizens.

به‌بن بست سیاسی برای شهروندان ناامیدکننده است.

stalemating has become a common issue in international relations.

به‌بن بست رسیدن به یک مسئله رایج در روابط بین‌المللی تبدیل شده است.

the team is stalemating in their efforts to win the championship.

تیم در تلاش برای کسب عنوان قهرمانی در حال به بن‌بست رسیدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید