stalky plant
گیاه ساقه دار
stalky appearance
ظاهر ساقه مانند
stalky figure
شکل ساقه مانند
stalky growth
رشد ساقه مانند
stalky stems
ساقه های ساقه مانند
stalky leaves
برگ های ساقه مانند
stalky vegetables
سبزیجات ساقه مانند
stalky branches
شاخه های ساقه مانند
stalky structure
ساختار ساقه مانند
stalky growths
رشد های ساقه مانند
his stalky build made him look intimidating.
ساختار تنومند او باعث میشد ترسناک به نظر برسد.
the plant had a stalky appearance, towering over the others.
گیاه ظاهری تنومند داشت و بر دیگران سایه افکنده بود.
she wore a stalky dress that emphasized her height.
او لباسی تنومند پوشیده بود که قدش را بیشتر نشان میداد.
his stalky demeanor often made people uncomfortable.
رفتار تنومند او اغلب باعث ناراحتی دیگران میشد.
the stalky trees in the forest provided ample shade.
درختان تنومند در جنگل سایه زیادی ایجاد میکردند.
her stalky legs were perfect for running.
پاهای تنومند او برای دویدن عالی بودند.
the movie featured a stalky character who was a detective.
در فیلم شخصیتی تنومند وجود داشت که کارآگاهی بود.
he has a stalky presence that commands attention.
او حضور تنومندی دارد که توجه را به خود جلب میکند.
the stalky design of the building made it stand out.
طراحی تنومند ساختمان باعث میشد که از دیگران متمایز باشد.
the athlete's stalky physique contributed to his success.
اندام تنومند ورزشکار به موفقیت او کمک کرد.
stalky plant
گیاه ساقه دار
stalky appearance
ظاهر ساقه مانند
stalky figure
شکل ساقه مانند
stalky growth
رشد ساقه مانند
stalky stems
ساقه های ساقه مانند
stalky leaves
برگ های ساقه مانند
stalky vegetables
سبزیجات ساقه مانند
stalky branches
شاخه های ساقه مانند
stalky structure
ساختار ساقه مانند
stalky growths
رشد های ساقه مانند
his stalky build made him look intimidating.
ساختار تنومند او باعث میشد ترسناک به نظر برسد.
the plant had a stalky appearance, towering over the others.
گیاه ظاهری تنومند داشت و بر دیگران سایه افکنده بود.
she wore a stalky dress that emphasized her height.
او لباسی تنومند پوشیده بود که قدش را بیشتر نشان میداد.
his stalky demeanor often made people uncomfortable.
رفتار تنومند او اغلب باعث ناراحتی دیگران میشد.
the stalky trees in the forest provided ample shade.
درختان تنومند در جنگل سایه زیادی ایجاد میکردند.
her stalky legs were perfect for running.
پاهای تنومند او برای دویدن عالی بودند.
the movie featured a stalky character who was a detective.
در فیلم شخصیتی تنومند وجود داشت که کارآگاهی بود.
he has a stalky presence that commands attention.
او حضور تنومندی دارد که توجه را به خود جلب میکند.
the stalky design of the building made it stand out.
طراحی تنومند ساختمان باعث میشد که از دیگران متمایز باشد.
the athlete's stalky physique contributed to his success.
اندام تنومند ورزشکار به موفقیت او کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید