stalkier

[ایالات متحده]/ˈstɔːki/
[بریتانیا]/ˈstɑːrki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ساقه یا شبیه به ساقه; بلند و باریک; باهوش; حیله گر

عبارات و ترکیب‌ها

stalky plant

گیاه ساقه دار

stalky appearance

ظاهر ساقه مانند

stalky figure

شکل ساقه مانند

stalky growth

رشد ساقه مانند

stalky stems

ساقه های ساقه مانند

stalky leaves

برگ های ساقه مانند

stalky vegetables

سبزیجات ساقه مانند

stalky branches

شاخه های ساقه مانند

stalky structure

ساختار ساقه مانند

stalky growths

رشد های ساقه مانند

جملات نمونه

his stalky build made him look intimidating.

ساختار تنومند او باعث می‌شد ترسناک به نظر برسد.

the plant had a stalky appearance, towering over the others.

گیاه ظاهری تنومند داشت و بر دیگران سایه افکنده بود.

she wore a stalky dress that emphasized her height.

او لباسی تنومند پوشیده بود که قدش را بیشتر نشان می‌داد.

his stalky demeanor often made people uncomfortable.

رفتار تنومند او اغلب باعث ناراحتی دیگران می‌شد.

the stalky trees in the forest provided ample shade.

درختان تنومند در جنگل سایه زیادی ایجاد می‌کردند.

her stalky legs were perfect for running.

پاهای تنومند او برای دویدن عالی بودند.

the movie featured a stalky character who was a detective.

در فیلم شخصیتی تنومند وجود داشت که کارآگاهی بود.

he has a stalky presence that commands attention.

او حضور تنومندی دارد که توجه را به خود جلب می‌کند.

the stalky design of the building made it stand out.

طراحی تنومند ساختمان باعث می‌شد که از دیگران متمایز باشد.

the athlete's stalky physique contributed to his success.

اندام تنومند ورزشکار به موفقیت او کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید