stank

[ایالات متحده]/stæŋk/
[بریتانیا]/stæŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل بوی بد دادن
n. برکه، خندق، سد کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

it stank

بوی نامطبوع می‌داد

the fish stank

ماهی بوی نامطبوع می‌داد

stank of garbage

بوی زباله می‌داد

stank like hell

بوی جهنم می‌داد

stank of sweat

بوی عرق می‌داد

the cheese stank

پنیر بوی نامطبوع می‌داد

stank of smoke

بوی دود می‌داد

stank of decay

بوی پوسیدگی می‌داد

جملات نمونه

the garbage stank after a week.

زباله‌ها بعد از یک هفته بوی نامطبوع می‌دادند.

he stank of sweat after the workout.

او بعد از تمرین بوی عرق می‌داد.

the fish stank so badly that we had to throw it away.

ماهی آنقدر بد بو بود که مجبور شدیم آن را دور بیندازیم.

her shoes stank from being worn all day.

کفش‌های او به دلیل پوشیدن تمام روز بوی نامطبوع می‌دادند.

the room stank of smoke after the party.

اتاق بعد از مهمانی بوی دود می‌داد.

he realized his breath stank after eating garlic.

او متوجه شد که نفسش بعد از خوردن سیر بوی نامطبوع می‌دهد.

the old fridge stank from spoiled food.

یخچال قدیمی به دلیل غذای فاسد شده بوی نامطبوع می‌داد.

the dog stank after rolling in the mud.

سگ بعد از غلت زدن در گل بوی نامطبوع می‌داد.

she noticed that the laundry stank after a week.

او متوجه شد که لباس‌های شسته شده بعد از یک هفته بوی نامطبوع می‌دهند.

the whole house stank when the pipes leaked.

کل خانه وقتی لوله‌ها نشت داشتند بوی نامطبوع می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید