starboards

[ایالات متحده]/ˈstɑːbədz/
[بریتانیا]/ˈstɑrbərdz/

ترجمه

v. (از یک کشتی یا هواپیما) به سمت راست چرخیدن یا حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

starboards ahead

جبهه سمت چپ

starboards side

سمت چپ

starboards turn

چرخش سمت چپ

starboards light

نور سمت چپ

starboards view

نمای سمت چپ

starboards anchor

لنگر سمت چپ

starboards marker

علامت سمت چپ

starboards signal

سیگنال سمت چپ

starboards route

مسیر سمت چپ

starboards crew

خدمه سمت چپ

جملات نمونه

the captain ordered the crew to check the starboards for any damage.

کاپیتان دستور داد خدمه برای بررسی عرشه ها از نظر هرگونه آسیب بررسی کنند.

we need to adjust the sails to optimize our speed on the starboards.

ما باید بادبان ها را تنظیم کنیم تا سرعت خود را در عرشه ها بهینه کنیم.

the starboards of the ship were painted bright blue.

عرشه های کشتی به رنگ آبی روشن رنگ شده بودند.

he stood on the starboards, enjoying the view of the horizon.

او روی عرشه ها ایستاد و از منظره افق لذت برد.

during the storm, the waves crashed against the starboards.

طی طوفان، امواج به عرشه ها برخورد کردند.

they spotted dolphins swimming near the starboards.

آنها دلفین هایی را که در نزدیکی عرشه ها شنا می کردند، دیدند.

make sure to keep an eye on the starboards for any obstacles.

مطمئن شوید که برای هرگونه مانعی، عرشه ها را زیر نظر داشته باشید.

the crew gathered on the starboards to discuss their next move.

خدمه برای بحث در مورد حرکت بعدی خود در عرشه ها جمع شدند.

he pointed out a fishing boat on the starboards.

او یک قایق ماهیگیری را در عرشه ها نشان داد.

we anchored the boat on the starboards to avoid strong currents.

ما قایق را در عرشه ها لنگر انداختیم تا از جریان های قوی جلوگیری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید