stead

[ایالات متحده]/sted/
[بریتانیا]/stɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مفید بودن; جانشینی
vt. مزیت; فایده
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsteading
جمعsteads

عبارات و ترکیب‌ها

steadfast

استوار

steady progress

پیشرفت پیوسته

steady income

درآمد ثابت

in stead of

به جای

جملات نمونه

you wish to have him superseded and to be appointed in his stead .

شما می خواهید او را کنار گذاشته و به جای او منصوب کنید.

Learning German will stand her in good stead when she goes to work in the export department.

یادگیری آلمانی زمانی که برای کار در بخش صادرات می رود، به نفع او خواهد بود.

Steading a kiss when you stop before at the red light.

بوسه زدن وقتی قبل از چراغ قرمز توقف می کنید.

In stead of using butyl nitrite and absolute ethyl-ether as reagents,in an improved method,cupferron.

به جای استفاده از نیتریت بیوتیل و اتر اتیلیکسی مطلق به عنوان معرف ها، در یک روش بهبود یافته، کوفرون.

The analytical solutions for the stead state equations of four wave mixing with an arbitrary complex coupling constant are given without the undepleted pump approximation.

راه حل های تحلیلی برای معادلات حالت پایدار مخلوط موج چهارگانه با یک ثابت اتصال مختلط دلخواه بدون تقریب پمپ غیر تخلیه داده شده است.

to proceed at a steady pace

با سرعت ثابت به جلو بروید.

to keep a steady hand

دست ثابت نگه دارید.

to maintain a steady income

درآمد ثابتی را حفظ کنید.

to walk with steady steps

با گام های ثابت راه بروید.

to have a steady relationship

یک رابطه پایدار داشته باشید.

to work steadily towards a goal

به طور پیوسته به سمت یک هدف کار کنید.

to speak in a steady voice

با صدای ثابت صحبت کنید.

to drive at a steady speed

با سرعت ثابت رانندگی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید