sternmast

[ایالات متحده]/[stɜːn.mæst]/
[بریتانیا]/[stɜːrn.mæst]/

ترجمه

n. میله‌ای که در نزدیکی پشت کشتی قرار دارد؛ هر میله‌ای که جلوتر از میله میزن (mizzenmast) در یک کشتی با سه یا بیشتر میله قرار دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

sternmast height

ارتفاع مач

damaged sternmast

ماچ آسیب دیده

repairing sternmast

repairing sternmast

tall sternmast

ماچ بلند

new sternmast

ماچ جدید

sternmast top

بالای مач

climbing sternmast

climbing sternmast

secure sternmast

ماچ امن

ancient sternmast

ماچ باستانی

strong sternmast

ماچ قوی

جملات نمونه

the ship's sternmast was damaged in the storm.

مач دماغ کشتی در طوفان آسیب دید.

he climbed the sternmast to repair the signal lamp.

او به مач دماغ کشتی صعود کرد تا لامپ سیگنال را تعمیر کند.

the crew secured the rigging on the sternmast.

تیم ارکان را روی مач دماغ کشتی ایمن کرد.

a lookout posted on the sternmast scanned the horizon.

یک نگهبان که روی مач دماغ کشتی قرار داشت، افق را بازدید کرد.

the tall sternmast provided a good vantage point.

ماچ دماغ بلند کشتی یک نقطه دید خوب فراهم کرد.

they replaced the broken sternmast with a new one.

آنها مач دماغ شکسته را با یکی جدید جایگزین کردند.

the storm threatened to snap the sternmast.

طوفان تهدید کرد که مач دماغ را شکسته کند.

he skillfully secured the flag to the sternmast.

او به خوبی پرچم را به مач دماغ کشتی ایمن کرد.

the sternmast swayed precariously in the wind.

ماچ دماغ در باد به طور خطرناک لرزید.

the ship's sternmast was a prominent feature.

ماچ دماغ کشتی یک ویژگی برجسته بود.

they inspected the sternmast for any signs of weakness.

آنها مач دماغ را برای هر نشانه ای از ضعف بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید