stetted

[ایالات متحده]/ˈstɛtɪd/
[بریتانیا]/ˈstɛtɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و مفعول گذشته‌ی stet

عبارات و ترکیب‌ها

stetted condition

وضعیت تعیین شده

stetted rule

قانون تعیین شده

stetted procedure

روش تعیین شده

stetted guidelines

دستورالعمل‌های تعیین شده

stetted policy

سیاست تعیین شده

stetted standard

استاندارد تعیین شده

stetted agreement

توافقنامه تعیین شده

stetted framework

چارچوب تعیین شده

stetted criteria

معیارهای تعیین شده

stetted requirement

الزامات تعیین شده

جملات نمونه

she stetted her plans for the weekend.

او برنامه‌های آخر هفته خود را تعیین کرد.

they stetted their agreement after much discussion.

آنها پس از بحث‌های فراوان توافق خود را تعیین کردند.

he stetted his decision to move to a new city.

او تصمیم خود را برای نقل مکان به یک شهر جدید تعیین کرد.

after reviewing the options, she stetted her choice.

پس از بررسی گزینه‌ها، او انتخاب خود را تعیین کرد.

the committee stetted the new regulations.

کمیته مقررات جدید را تعیین کرد.

they stetted their commitment to the project.

آنها تعهد خود را به پروژه تعیین کردند.

he stetted his belief in the importance of education.

او باور خود به اهمیت آموزش را تعیین کرد.

she stetted her goals for the upcoming year.

او اهداف خود را برای سال آینده تعیین کرد.

after careful thought, they stetted their priorities.

پس از تفکر دقیق، آنها اولویت‌های خود را تعیین کردند.

the team stetted their strategy for the competition.

تیم استراتژی خود را برای مسابقه تعیین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید