stickier situation
وضعیت چسبناکتر
stickier notes
یادداشتهای چسبناکتر
stickier surface
سطح چسبناکتر
stickier glue
چسب چسبناکتر
stickier issue
مشکل چسبناکتر
stickier substance
ماده چسبناکتر
stickier texture
بافت چسبناکتر
stickier trap
تله چسبناکتر
stickier candy
شیرینی چسبناکتر
stickier problem
مشکل چسبناکتر
the weather is getting stickier as summer approaches.
هوا با نزدیک شدن تابستان چسبناکتر میشود.
this candy is stickier than i expected.
این آبنبات از آنچه انتظار داشتم چسبناکتر است.
he found the situation to be stickier than he anticipated.
او متوجه شد که اوضاع از آنچه پیشبینی کرده بود چسبناکتر است.
her hair became stickier after using that product.
موهای او پس از استفاده از آن محصول چسبناکتر شد.
the glue is stickier when applied to a warm surface.
چسب وقتی روی سطح گرم استفاده میشود چسبناکتر است.
the traffic got stickier during rush hour.
ترافیک در ساعات شلوغی چسبناکتر شد.
his explanation became stickier as more questions arose.
توضیحات او با مطرح شدن سؤالات بیشتر چسبناکتر شد.
on humid days, the air feels stickier.
در روزهای شرجی، هوا چسبناکتر به نظر میرسد.
her notes were stickier after she spilled coffee on them.
یادداشتهای او پس از ریختن قهوه روی آنها چسبناکتر شد.
the situation grew stickier as the deadline approached.
با نزدیک شدن مهلت مقرر، اوضاع چسبناکتر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید