stickier

[ایالات متحده]/ˈstɪkiə/
[بریتانیا]/ˈstɪkiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن کیفیت چسبناک؛ چسبناک‌تر؛ مشخصه‌ی رطوبت یا نم؛ گرم و مرطوب به‌طور ناخوشایند؛ سخت برای مدیریت یا کنار آمدن با

عبارات و ترکیب‌ها

stickier situation

وضعیت چسبناک‌تر

stickier notes

یادداشت‌های چسبناک‌تر

stickier surface

سطح چسبناک‌تر

stickier glue

چسب چسبناک‌تر

stickier issue

مشکل چسبناک‌تر

stickier substance

ماده چسبناک‌تر

stickier texture

بافت چسبناک‌تر

stickier trap

تله چسبناک‌تر

stickier candy

شیرینی چسبناک‌تر

stickier problem

مشکل چسبناک‌تر

جملات نمونه

the weather is getting stickier as summer approaches.

هوا با نزدیک شدن تابستان چسبناک‌تر می‌شود.

this candy is stickier than i expected.

این آب‌نبات از آنچه انتظار داشتم چسبناک‌تر است.

he found the situation to be stickier than he anticipated.

او متوجه شد که اوضاع از آنچه پیش‌بینی کرده بود چسبناک‌تر است.

her hair became stickier after using that product.

موهای او پس از استفاده از آن محصول چسبناک‌تر شد.

the glue is stickier when applied to a warm surface.

چسب وقتی روی سطح گرم استفاده می‌شود چسبناک‌تر است.

the traffic got stickier during rush hour.

ترافیک در ساعات شلوغی چسبناک‌تر شد.

his explanation became stickier as more questions arose.

توضیحات او با مطرح شدن سؤالات بیشتر چسبناک‌تر شد.

on humid days, the air feels stickier.

در روزهای شرجی، هوا چسبناک‌تر به نظر می‌رسد.

her notes were stickier after she spilled coffee on them.

یادداشت‌های او پس از ریختن قهوه روی آن‌ها چسبناک‌تر شد.

the situation grew stickier as the deadline approached.

با نزدیک شدن مهلت مقرر، اوضاع چسبناک‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید