gummier

[ایالات متحده]/[ˈɡʌmɪə]/
[بریتانیا]/[ˈɡʌmɪər]/

ترجمه

adj. بافت یا قوامی شبیه آدام دارند؛ بیشتر چسبناک؛ در حال تبدیل شدن یا تمایل به تبدیل شدن به چسبناک.

عبارات و ترکیب‌ها

getting gummier

در حال چسبناک‌تر شدن

much gummier

خیلی چسبناک‌تر

gummier than

چسبناک‌تر از

felt gummier

احساس چسبندگی بیشتری می‌کرد

became gummier

چسبناک‌تر شد

gummier texture

بافت چسبناک‌تر

so gummier

خیلی چسبناک

gummier now

حالا چسبناک‌تر

gummier surface

سطح چسبناک‌تر

gummier still

هنوز چسبناک‌تر

جملات نمونه

the candy was surprisingly gummier than i expected.

این آب‌نبات از آنچه انتظار داشتم، به طرز شگفت‌آوری چسبناک‌تر بود.

my little brother prefers gummier candies to hard ones.

برادرم کوچک‌تر ترجیح می‌دهد آب‌نبات‌های چسبناک‌تر را به آب‌نبات‌های سخت.

the gummier the texture, the more appealing it is to children.

هرچه بافت آن چسبناک‌تر باشد، برای کودکان جذاب‌تر است.

she made a gummier sauce by adding cornstarch.

او با اضافه کردن نشاسته ذرت، سسی چسبناک‌تر درست کرد.

he found the gummier bear gummies more enjoyable to eat.

او خوردن خرس‌های گمی چسبناک‌تر را لذت‌بخش‌تر یافت.

the chef aimed for a gummier consistency in the fruit preserve.

سرآشپز به دنبال بافتی چسبناک‌تر در مربای میوه بود.

compared to the original recipe, this version is gummier.

در مقایسه با دستورالعمل اصلی، این نسخه چسبناک‌تر است.

the gummier the dough, the harder it is to shape.

هرچه خمیر چسبناک‌تر باشد، شکل دادن به آن سخت‌تر است.

i like my gummy worms gummier and chewier.

من دوست دارم کرم‌های گمی من چسبناک‌تر و جویدنی‌تر باشند.

the gummier texture of the pudding was a pleasant surprise.

بافت چسبناک‌تر پودینگ یک غافلگیری خوشایند بود.

the baker experimented with ingredients to achieve a gummier bread.

آشپز با مواد مختلف آزمایش کرد تا نان چسبناک‌تری به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید