getting gummier
در حال چسبناکتر شدن
much gummier
خیلی چسبناکتر
gummier than
چسبناکتر از
felt gummier
احساس چسبندگی بیشتری میکرد
became gummier
چسبناکتر شد
gummier texture
بافت چسبناکتر
so gummier
خیلی چسبناک
gummier now
حالا چسبناکتر
gummier surface
سطح چسبناکتر
gummier still
هنوز چسبناکتر
the candy was surprisingly gummier than i expected.
این آبنبات از آنچه انتظار داشتم، به طرز شگفتآوری چسبناکتر بود.
my little brother prefers gummier candies to hard ones.
برادرم کوچکتر ترجیح میدهد آبنباتهای چسبناکتر را به آبنباتهای سخت.
the gummier the texture, the more appealing it is to children.
هرچه بافت آن چسبناکتر باشد، برای کودکان جذابتر است.
she made a gummier sauce by adding cornstarch.
او با اضافه کردن نشاسته ذرت، سسی چسبناکتر درست کرد.
he found the gummier bear gummies more enjoyable to eat.
او خوردن خرسهای گمی چسبناکتر را لذتبخشتر یافت.
the chef aimed for a gummier consistency in the fruit preserve.
سرآشپز به دنبال بافتی چسبناکتر در مربای میوه بود.
compared to the original recipe, this version is gummier.
در مقایسه با دستورالعمل اصلی، این نسخه چسبناکتر است.
the gummier the dough, the harder it is to shape.
هرچه خمیر چسبناکتر باشد، شکل دادن به آن سختتر است.
i like my gummy worms gummier and chewier.
من دوست دارم کرمهای گمی من چسبناکتر و جویدنیتر باشند.
the gummier texture of the pudding was a pleasant surprise.
بافت چسبناکتر پودینگ یک غافلگیری خوشایند بود.
the baker experimented with ingredients to achieve a gummier bread.
آشپز با مواد مختلف آزمایش کرد تا نان چسبناکتری به دست آورد.
getting gummier
در حال چسبناکتر شدن
much gummier
خیلی چسبناکتر
gummier than
چسبناکتر از
felt gummier
احساس چسبندگی بیشتری میکرد
became gummier
چسبناکتر شد
gummier texture
بافت چسبناکتر
so gummier
خیلی چسبناک
gummier now
حالا چسبناکتر
gummier surface
سطح چسبناکتر
gummier still
هنوز چسبناکتر
the candy was surprisingly gummier than i expected.
این آبنبات از آنچه انتظار داشتم، به طرز شگفتآوری چسبناکتر بود.
my little brother prefers gummier candies to hard ones.
برادرم کوچکتر ترجیح میدهد آبنباتهای چسبناکتر را به آبنباتهای سخت.
the gummier the texture, the more appealing it is to children.
هرچه بافت آن چسبناکتر باشد، برای کودکان جذابتر است.
she made a gummier sauce by adding cornstarch.
او با اضافه کردن نشاسته ذرت، سسی چسبناکتر درست کرد.
he found the gummier bear gummies more enjoyable to eat.
او خوردن خرسهای گمی چسبناکتر را لذتبخشتر یافت.
the chef aimed for a gummier consistency in the fruit preserve.
سرآشپز به دنبال بافتی چسبناکتر در مربای میوه بود.
compared to the original recipe, this version is gummier.
در مقایسه با دستورالعمل اصلی، این نسخه چسبناکتر است.
the gummier the dough, the harder it is to shape.
هرچه خمیر چسبناکتر باشد، شکل دادن به آن سختتر است.
i like my gummy worms gummier and chewier.
من دوست دارم کرمهای گمی من چسبناکتر و جویدنیتر باشند.
the gummier texture of the pudding was a pleasant surprise.
بافت چسبناکتر پودینگ یک غافلگیری خوشایند بود.
the baker experimented with ingredients to achieve a gummier bread.
آشپز با مواد مختلف آزمایش کرد تا نان چسبناکتری به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید