stiffs

[ایالات متحده]/stɪfs/
[بریتانیا]/stɪfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سخت; خشن; سختگیر; سفت
adv. به طرز سفت
n. جسد; شخص ناخوشایند; ابزار قابل مذاکره; کارگر
vt. به پیشخدمت‌ها و غیره کم‌فروشی کردن
vi. به شکست تجاری مبتلا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

stiffs and suits

افراد سفت و سخت و لباس‌های شیک

stiffs in suits

افراد سفت و سخت در لباس‌های شیک

stiffs for cash

افراد سفت و سخت برای پول

stiffs on board

افراد سفت و سخت سوار

stiffs at work

افراد سفت و سخت در حال کار

stiffs in line

افراد سفت و سخت در صف

stiffs in charge

افراد سفت و سخت مسئول

stiffs and griffs

افراد سفت و سخت و دزدان

stiffs with ties

افراد سفت و سخت با کراوات

stiffs on stage

افراد سفت و سخت روی صحنه

جملات نمونه

some people think stiffs are boring.

بعضی از افراد فکر می‌کنند که افراد خشک و بی‌روح خسته‌کننده هستند.

he always acts like a stiff at parties.

او همیشه در مهمانی‌ها مثل یک آدم خشک رفتار می‌کند.

don't be such a stiff; loosen up!

آنقدر خشک و جدی نباشید؛ کمی ریلکس کنید!

stiffs often miss out on fun experiences.

افراد خشک و بی‌روح اغلب از تجربیات سرگرم‌کننده جا می‌مانند.

she called him a stiff for not dancing.

او به خاطر اینکه نمی‌رقصید، او را خشک و بی‌روح خطاب کرد.

stiffs can be found in every workplace.

افراد خشک و بی‌روح را می‌توان در هر محیط کار پیدا کرد.

he has a reputation for being a stiff.

او به خاطر اینکه خشک و بی‌روح است، شهرت دارد.

stiffs rarely take risks in their careers.

افراد خشک و بی‌روح به ندرت در حرفه خود ریسک می‌کنند.

she prefers to hang out with stiffs.

او ترجیح می‌دهد با افراد خشک و بی‌روح وقت بگذراند.

stiffs might need to lighten up a bit.

شاید افراد خشک و بی‌روح کمی باید سبک‌تر باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید