stomping

[ایالات متحده]/ˈstɒmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstɑːmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری stomp، به معنی پا گذاشتن به شدت یا لگد زدن

عبارات و ترکیب‌ها

stomping ground

محل تردد

stomping feet

کف پا

stomping noise

صدای کوبیدن

stomping around

گشت و گذار با کوبیدن

stomping out

خاموش کردن با کوبیدن

stomping rhythm

ریتم کوبیدن

stomping back

بازگشت با کوبیدن

stomping up

بالا رفتن با کوبیدن

stomping down

پایین آمدن با کوبیدن

stomping through

عبور با کوبیدن

جملات نمونه

he was stomping through the puddles on his way home.

او در راه خانه از روی چاله ها می پرید.

the children were stomping their feet in excitement.

کودکان از هیجان با پای خود می کوبیدند.

she heard him stomping around the house.

او صدای او را در حال کوبیدن در خانه شنید.

they were stomping their feet to the beat of the music.

آنها با ریتم موسیقی با پای خود می کوبیدند.

stomping on the ground, he expressed his frustration.

با کوبیدن روی زمین، او نارضایتی خود را ابراز کرد.

the elephant was stomping through the jungle.

فیل در حال کوبیدن در جنگل بود.

after losing the game, he started stomping in anger.

پس از باختن در بازی، او شروع به کوبیدن از خشم کرد.

she was stomping her feet to keep warm in the cold.

او برای گرم ماندن در سرما با پای خود می کوبید.

stomping loudly, he made his way through the crowd.

با کوبیدن بلند، او راه خود را از میان جمعیت باز کرد.

they were stomping their boots in the snow.

آنها با چکمه های خود در برف می کوبیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید