treading water
آب رفتن
treading lightly
با احتیاط قدم گذاشتن
treading carefully
با دقت قدم گذاشتن
treading ground
قدم گذاشتن روی زمین
treading paths
قدم گذاشتن روی مسیرها
treading softly
به آرامی قدم گذاشتن
treading forward
به جلو قدم گذاشتن
treading old ground
قدم گذاشتن روی زمینهای قدیمی
treading new ground
قدم گذاشتن روی زمینهای جدید
she is treading carefully on the icy sidewalk.
او با احتیاط روی پیادهروی یخی قدم میگذارد.
he was treading water while waiting for help.
او در حالی که منتظر کمک بود، روی آب قدم میزد.
the children were treading through the tall grass.
کودکان در میان علفهای بلند قدم میزدند.
they are treading lightly to avoid disturbing the wildlife.
آنها با احتیاط قدم میزنند تا از آزار حیات وحش جلوگیری کنند.
she felt like she was treading on thin ice with her comments.
او احساس میکرد که با نظراتش روی یخ نازک قدم میگذارد.
he is treading a fine line between work and personal life.
او خطی ظریف بین کار و زندگی شخصی طی میکند.
while treading the path, they discovered beautiful flowers.
در حالی که در مسیر قدم میزدند، گلهای زیبا را کشف کردند.
she was treading the boards in her first theater performance.
او در اولین اجرای تئاتر خود روی صحنه قدم میزد.
he is treading the path of success with hard work.
او با تلاش سخت در مسیر موفقیت قدم میگذارد.
they were treading cautiously in the unfamiliar terrain.
آنها با احتیاط در زمین ناآشنا قدم میزدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید