stoolie

[ایالات متحده]/ˈstuːli/
[بریتانیا]/ˈstuːli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خبرچین یا جاسوس، به ویژه کسی که دیگران را خائنانه فاش می‌کند؛ کسی که به راحتی فریب می‌خورد یا فریب داده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعstoolies

عبارات و ترکیب‌ها

stoolie informant

اطلاعات‌دهنده مزدور

dirty stoolie

مزدور کثیف

stoolie snitch

افشاگر مزدور

stoolie rat

مزدور خائنی

stoolie deal

معامله مزدور

stoolie talk

گفتگوی مزدور

stoolie code

رمز مزدور

stoolie threat

تهدید مزدور

stoolie game

بازی مزدور

stoolie warning

هشدار مزدور

جملات نمونه

the police found out that he was a stoolie.

پلیس متوجه شد که او یک خائنی بود.

being a stoolie can put you in danger.

خائن بودن می‌تواند شما را در خطر قرار دهد.

he was labeled a stoolie by his former friends.

دوستان سابقش او را به عنوان خائن معرفی کردند.

the gang suspected there was a stoolie among them.

گنگ احتمال داشت که یک خائن در میان آنها وجود دارد.

stoolies often face serious consequences.

خائنان اغلب با عواقب جدی روبرو می‌شوند.

she refused to be a stoolie, no matter the pressure.

او با وجود فشار زیاد، از خائن بودن امتناع کرد.

they were careful not to trust the stoolie.

آنها مراقب بودند به خائن اعتماد نکنند.

being a stoolie is often seen as a betrayal.

خائن بودن اغلب به عنوان خیانت تلقی می‌شود.

the stoolie's information helped crack the case.

اطلاعات خائن به حل پرونده کمک کرد.

some people think being a stoolie is justified.

برخی افراد فکر می‌کنند که خائن بودن توجیه پذیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید