active cooperator
همکاری فعال
key cooperator
همکار کلیدی
reliable cooperator
همکار قابل اعتماد
strategic cooperator
همکار استراتژیک
local cooperator
همکار محلی
potential cooperator
همکار بالقوه
trusted cooperator
همکار مورد اعتماد
international cooperator
همکار بینالمللی
mutual cooperator
همکار متقابل
future cooperator
همکار آینده
as a cooperator, i value teamwork and collaboration.
به عنوان یک همکار، من به کار تیمی و همکاری ارزش قائلم.
the cooperator provided valuable insights during the project.
همکار بینشهای ارزشمندی را در طول پروژه ارائه داد.
finding a reliable cooperator is essential for success.
پیدا کردن یک همکار قابل اعتماد برای موفقیت ضروری است.
we need to discuss our roles as cooperators in this initiative.
ما باید در مورد نقشهایمان به عنوان همکار در این طرح صحبت کنیم.
the cooperator's contributions were instrumental in achieving our goals.
همکاریهای همکار در دستیابی به اهداف ما نقش مهمی داشت.
she is a cooperator who always puts the team's needs first.
او یک همکار است که همیشه نیازهای تیم را در اولویت قرار میدهد.
effective communication is key to being a successful cooperator.
ارتباط موثر کلید موفقیت به عنوان یک همکار است.
each cooperator must understand the project's objectives.
هر همکار باید اهداف پروژه را درک کند.
our cooperator network has expanded significantly this year.
شبکه همکاران ما امسال به طور قابل توجهی گسترش یافته است.
being a good cooperator requires patience and flexibility.
یک همکار خوب بودن نیاز به صبر و انعطافپذیری دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید