stooped posture
وضعیت خمیده
stooped over
خمیده روی
She stooped down to pick up the fallen book.
او خم شد تا کتاب افتاده را بردارد.
The old man stooped over his cane as he walked.
مرد پیر در حالی که راه میرفت، خم شد و روی عصای خود تکیه کرد.
He stooped to tie his shoelaces.
او خم شد تا بند کفشش را ببندد.
The ceiling was so low that everyone had to stoop.
سقف آنقدر پایین بود که همه مجبور شدند خم شوند.
She stooped to conquer by pretending to be less intelligent than she really was.
او برای تسلط، وانمود کرد که از آنچه واقعاً بود، کمتر باهوش است.
The old woman stooped under the weight of the heavy bag.
زن پیر زیر بار سنگین کیف خم شد.
He stooped to pet the stray cat on the street.
او خم شد تا گربه ولگرد را در خیابان نوازش کند.
The thief stooped to steal money from the donation box.
دزد برای دزدیدن پول از جعبه کمکها، پست شد.
She stooped to gossiping about her coworkers behind their backs.
او به شایعه پراکنی در مورد همکارانش پشت سرشان روی آورد.
The politician stooped to using dirty tactics to win the election.
سیاستمدار برای برنده شدن در انتخابات از تاکتیکهای کثیف استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید