the stoops
گودالها
stoops down
خم میشود
stoops to
به ... متوسل میشود
stoops over
خم میشود روی
stoops and sits
خم میشود و مینشیند
stoops with age
با افزایش سن خم میشود
stoops in pain
درد دارد و خم میشود
stoops to conquer
برای فتح کردن متوسل میشود
stoops to help
برای کمک کردن متوسل میشود
stoops to pick
برای برداشتن خم میشود
he stoops to pick up the fallen book.
او خم میشود تا کتاب افتاده را بردارد.
she stoops to help the elderly cross the street.
او خم میشود تا به سالمندان در عبور از خیابان کمک کند.
the gardener stoops to tend to the flowers.
باغبانی خم میشود تا از گلها مراقبت کند.
he often stoops to tie his shoelaces.
او اغلب خم میشود تا بند کفشش را ببندد.
she stoops to listen to the children playing.
او خم میشود تا به صدای بازی کودکان گوش دهد.
the athlete stoops to catch his breath.
ورزشکار خم میشود تا نفسی تازه کند.
he stoops to avoid hitting his head.
او خم میشود تا از برخوردن سرش جلوگیری کند.
she stoops to examine the ground for clues.
او خم میشود تا زمین را برای یافتن سرنخ بررسی کند.
the teacher stoops to help the student with homework.
معلم خم میشود تا به دانشآموز در انجام تکالیف کمک کند.
he stoops to pet the small dog.
او خم میشود تا سگ کوچک را نوازش کند.
the stoops
گودالها
stoops down
خم میشود
stoops to
به ... متوسل میشود
stoops over
خم میشود روی
stoops and sits
خم میشود و مینشیند
stoops with age
با افزایش سن خم میشود
stoops in pain
درد دارد و خم میشود
stoops to conquer
برای فتح کردن متوسل میشود
stoops to help
برای کمک کردن متوسل میشود
stoops to pick
برای برداشتن خم میشود
he stoops to pick up the fallen book.
او خم میشود تا کتاب افتاده را بردارد.
she stoops to help the elderly cross the street.
او خم میشود تا به سالمندان در عبور از خیابان کمک کند.
the gardener stoops to tend to the flowers.
باغبانی خم میشود تا از گلها مراقبت کند.
he often stoops to tie his shoelaces.
او اغلب خم میشود تا بند کفشش را ببندد.
she stoops to listen to the children playing.
او خم میشود تا به صدای بازی کودکان گوش دهد.
the athlete stoops to catch his breath.
ورزشکار خم میشود تا نفسی تازه کند.
he stoops to avoid hitting his head.
او خم میشود تا از برخوردن سرش جلوگیری کند.
she stoops to examine the ground for clues.
او خم میشود تا زمین را برای یافتن سرنخ بررسی کند.
the teacher stoops to help the student with homework.
معلم خم میشود تا به دانشآموز در انجام تکالیف کمک کند.
he stoops to pet the small dog.
او خم میشود تا سگ کوچک را نوازش کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید