overreaching

[ایالات متحده]/ˌəʊ.vəˈriː.tʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊ.vɚˈriː.tʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکست خوردن به دلیل جاه‌طلبی بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

overreaching authority

قدرت بیش از حد

overreaching regulations

مقررات بیش از حد

overreaching claims

ادعاهای بیش از حد

overreaching policies

خط مشی های بیش از حد

overreaching actions

اقدامات بیش از حد

overreaching goals

اهداف بیش از حد

overreaching demands

الزامات بیش از حد

overreaching strategies

استراتژی های بیش از حد

overreaching expectations

انتظارات بیش از حد

overreaching influence

نفوذ بیش از حد

جملات نمونه

his overreaching ambitions often lead to failure.

اهداف بلندپروازانه‌اش اغلب به شکست منجر می‌شود.

we must avoid overreaching in our plans.

ما باید از بلندپروازی بیش از حد در برنامه‌های خود اجتناب کنیم.

the company's overreaching policies backfired.

سیاست‌های بلندپروازانه شرکت نتیجه عکس داد.

her overreaching goals made her feel overwhelmed.

اهداف بلندپروازانه‌اش باعث شد احساس غرق شدن کند.

overreaching in negotiations can ruin relationships.

بلندپروازی در مذاکرات می‌تواند روابط را خراب کند.

his overreaching nature caused him to take on too much.

طبع بلندپروازانه‌اش باعث شد بیش از حد مسئولیت به دوش بکشد.

overreaching can lead to burnout in the workplace.

بلندپروازی می‌تواند منجر به فرسودگی در محل کار شود.

she realized her overreaching plans were unrealistic.

او متوجه شد برنامه‌های بلندپروازانه‌اش غیرواقعی هستند.

overreaching can alienate potential supporters.

بلندپروازی می‌تواند حامیان بالقوه را از خود دور کند.

the overreaching demands of the project were daunting.

الزامات بلندپروازانه پروژه بسیار دشوار بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید