overreaching authority
قدرت بیش از حد
overreaching regulations
مقررات بیش از حد
overreaching claims
ادعاهای بیش از حد
overreaching policies
خط مشی های بیش از حد
overreaching actions
اقدامات بیش از حد
overreaching goals
اهداف بیش از حد
overreaching demands
الزامات بیش از حد
overreaching strategies
استراتژی های بیش از حد
overreaching expectations
انتظارات بیش از حد
overreaching influence
نفوذ بیش از حد
his overreaching ambitions often lead to failure.
اهداف بلندپروازانهاش اغلب به شکست منجر میشود.
we must avoid overreaching in our plans.
ما باید از بلندپروازی بیش از حد در برنامههای خود اجتناب کنیم.
the company's overreaching policies backfired.
سیاستهای بلندپروازانه شرکت نتیجه عکس داد.
her overreaching goals made her feel overwhelmed.
اهداف بلندپروازانهاش باعث شد احساس غرق شدن کند.
overreaching in negotiations can ruin relationships.
بلندپروازی در مذاکرات میتواند روابط را خراب کند.
his overreaching nature caused him to take on too much.
طبع بلندپروازانهاش باعث شد بیش از حد مسئولیت به دوش بکشد.
overreaching can lead to burnout in the workplace.
بلندپروازی میتواند منجر به فرسودگی در محل کار شود.
she realized her overreaching plans were unrealistic.
او متوجه شد برنامههای بلندپروازانهاش غیرواقعی هستند.
overreaching can alienate potential supporters.
بلندپروازی میتواند حامیان بالقوه را از خود دور کند.
the overreaching demands of the project were daunting.
الزامات بلندپروازانه پروژه بسیار دشوار بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید