bridging the gap
پر کردن شکاف
bridging the connection
ایجاد ارتباط
bridging two cultures
پل ارتباطی بین دو فرهنگ
bridging course
دوره پلسازی
bridging finance
پلسازی مالی
bridging forehearth
پلسازی دهانه
bridging loan
وام پلسازی
frame relay bridging
پلسازی فریم ریلی
the bridging of a ditch.
عبور از یک خندق
bridging the gap between industry and academe.
پر کردن شکاف بین صنعت و دانشگاه
the media were bridging the gap between government and people.
رسانه ها شکاف بین دولت و مردم را پر می کردند.
It has fine indication and few complications.Both uniwafer and bridging biplate gain uniform results.
علائم خوبی دارد و عوارض کمی دارد. هر دو یونی ویفر و بی پلت های پل زنی نتایج یکنواختی به دست می آورند.
Disposing welding section steel cross bridging in the slab-column system is a good means to avoid disposing abaci and elevating shear resistance.
حذف جوشکاری بخش فولادی، پل زدن متقاطع در سیستم تیرسرا-ستون راهی خوب برای جلوگیری از حذف آباک و افزایش مقاومت برشی است.
It is reseached that the process of catalytic cross-bridging in synthetic ketonic residuum resin and obtained that the utility resin.
تحقیق شده است که فرآیند پل زدن متقاطع کاتالیزوری در رزین باقی مانده کتونیک مصنوعی و به دست آمده است که رزین کاربردی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید