stresser

[ایالات متحده]/[ˈstresə]/
[بریتانیا]/[ˈstresər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد یا چیزی که استرس ایجاد می‌کند؛ کسی که در یک بازی یا رقابت مهارت زیادی در اعمال فشار دارد.
v. استرس را به چیزی وارد کردن.
adj. استرس زا.

عبارات و ترکیب‌ها

major stresser

عامل اصلی استرس

جملات نمونه

he's a chronic stresser, always worrying about deadlines.

او یک فرد مزمن استرس‌زا است که همیشه نگران مهلکت‌ها می‌باشد.

the job interview was a major stresser for her.

مصاحبه شغلی برای او یکی از مهم‌ترین عوامل استرس‌زا بود.

financial instability is a significant stresser for many families.

ناپایداری مالی یکی از عوامل مهم استرس‌زا برای بسیاری از خانواده‌ها است.

dealing with difficult clients can be a real stresser.

تعامل با مشتریان دشوار می‌تواند واقعی واقعی استرس‌زا باشد.

he's a natural stresser, even over small things.

او یک فرد طبیعی استرس‌زا است، حتی به دلیل چیزهای کوچک.

workload and deadlines are common stressors in this industry.

میزان کار و مهلکت‌ها از عوامل استرس‌زا رایج در این صنعت هستند.

she's a major stresser on the team, complaining constantly.

او یکی از عوامل اصلی استرس‌زا در تیم است و همیشه شکایت می‌کند.

the constant noise was a huge stresser during the exam.

صوت‌های مداوم در طول امتحان یکی از عوامل بزرگ استرس‌زا بود.

he became a stresser after his father passed away.

پس از درگذشت پدرش، او به یک فرد استرس‌زا تبدیل شد.

avoid becoming a stresser for your colleagues.

از اینکه به یک فرد استرس‌زا برای همکارانتان تبدیل شوید، خودداری کنید.

the unexpected bill was a major stresser for the couple.

صورت حساب غیرمنتظره یکی از عوامل اصلی استرس‌زا برای زوج بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید