stretto

[ایالات متحده]/ˈstrɛtəʊ/
[بریتانیا]/ˈstrɛtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه‌ای در موسیقی که با تمپوی سریع‌تر نواخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

stretto senso

حس تنگ

stretto contesto

زمینه تنگ

stretto legame

ارتباط تنگ

stretto rapporto

رابطه تنگ

stretto gruppo

گروه تنگ

stretto controllo

کنترل تنگ

stretto margine

حاشیه تنگ

stretto orario

زمان تنگ

stretto percorso

مسیر تنگ

stretto campo

حوزه تنگ

جملات نمونه

she played the piece in a very stretto manner.

او قطعه را به روشی بسیار استتتو اجرا کرد.

the conductor called for a stretto section in the symphony.

رهبر ارکستر خواهان بخش استتتو در سمفونی شد.

in music, stretto indicates a faster tempo.

در موسیقی، استتتو نشان دهنده سرعت بیشتر است.

he prefers to practice the finale in stretto.

او ترجیح می‌دهد قسمت پایانی را به صورت استتتو تمرین کند.

the composer wrote a stretto for the climax of the piece.

آهنگساز برای اوج قطعه، یک استتتو نوشت.

during the performance, the stretto added intensity.

در طول اجرا، استتتو شدت را اضافه کرد.

she is skilled at improvising a stretto in her solos.

او در بداهه‌سازی یک استتتو در بداهه‌سازی‌های خود ماهر است.

stretto can create a sense of urgency in the music.

استتتو می‌تواند احساس فوریت را در موسیقی ایجاد کند.

the final movement features a dramatic stretto.

حرکت پایانی دارای یک استتتو دراماتیک است.

in the fugue, the composer uses stretto to heighten tension.

در فوگ، آهنگساز از استتتو برای افزایش تنش استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید