striating

[ایالات متحده]/ˈstraɪ.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstraɪ.eɪ.t̬ɪŋ/

ترجمه

adj. دارای راه راه
v. راه راه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

striating patterns

الگوهای راه‌راهی

striating muscles

عضلات راه‌راهی

striating effects

اثرات راه‌راهی

striating lines

خطوط راه‌راهی

striating texture

بافت راه‌راهی

striating forces

نیروهای راه‌راهی

striating phenomena

پدیده‌های راه‌راهی

striating colors

رنگ‌های راه‌راهی

striating surfaces

سطوح راه‌راهی

striating structures

ساختارهای راه‌راهی

جملات نمونه

the artist is striating the canvas with bold colors.

هنرمند با استفاده از رنگ‌های جسورانه، بوم را خط‌خطی می‌کند.

striating the surface can enhance the texture of the material.

خط‌خطی کردن سطح می‌تواند بافت ماده را افزایش دهد.

she enjoys striating the dough to create beautiful patterns.

او از خط‌خطی کردن خمیر برای ایجاد الگوهای زیبا لذت می‌برد.

the chef is striating the meat before grilling it.

سرآشپز قبل از گریل کردن گوشت آن را خط‌خطی می‌کند.

striating the glass can give it a frosted appearance.

خط‌خطی کردن شیشه می‌تواند به آن ظاهری مات بدهد.

he is striating the paper to create a unique design.

او در حال خط‌خطی کردن کاغذ برای ایجاد یک طرح منحصر به فرد است.

the technician is striating the metal for better adhesion.

تکنسین فلز را برای چسبندگی بهتر خط‌خطی می‌کند.

striating the fabric can add depth to the garment.

خط‌خطی کردن پارچه می‌تواند عمق بیشتری به لباس بدهد.

by striating the surface, you can improve the paint's grip.

با خط‌خطی کردن سطح، می‌توانید چسبندگی رنگ را بهبود بخشید.

they are striating the ground to prepare for the new landscaping.

آنها زمین را برای آماده‌سازی محوطه سازی جدید خط‌خطی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید