banding

[ایالات متحده]/'bændiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار؛ دسته
v. متحد کردن؛ پیوستن (حال استمراری)

عبارات و ترکیب‌ها

banding pattern

الگوی باندینگ

banding together

همکاری در باندینگ

banding agreement

توافقنامه باندینگ

banding technique

تکنیک باندینگ

banding machine

دستگاه باندینگ

جملات نمونه

the yellow and black banding of bees and wasps.

راه‌راه‌های زرد و سیاه در زنبورها و زنبورها.

the earnings-related banding of contributions.

بندهای مربوط به درآمد از مشارکت‌ها.

The hair showed a trichoschisis-like pattern at light microscopy and alternate banding at polarizing microscopy.

موها الگوی شبیه به تریخوشیزیس را در میکروسکوپ نور و راه‌راه‌های متناوب در میکروسکوپ پلاریزه نشان دادند.

The surgical procedures include gastric bypass operations, ertical-banded gastroplasty, and gastric banding or "lapband.

روش‌های جراحی شامل عمل‌های بای‌پس معده، گاستروپلاستی باندشده عمودی و باندینگ معده یا "لاپ‌باند" هستند.

Karyotaxonomy of parasitic wasps will probably develop in the future through further data accumulation and increasing use of chromosome banding methods.

کاریخاتونومی زنبورهای انگل در آینده احتمالاً از طریق جمع‌آوری بیشتر داده‌ها و استفاده فزاینده از روش‌های باندینگ کروموزومی توسعه خواهد یافت.

banding together to fight for their rights

برای مبارزه برای حقوقشان گرد هم آمدن.

banding patterns on the bird's feathers

الگوهای راه‌راه‌دار روی پرهای پرنده.

banding the boxes with strong tape

بستن جعبه‌ها با نوار محکم.

banding the students based on their skill levels

دسته‌بندی دانش‌آموزان بر اساس سطح مهارت آنها.

banding together to form a music group

برای تشکیل یک گروه موسیقی گرد هم آمدن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید