stripers

[ایالات متحده]/[ˈstrɪpə]/
[بریتانیا]/[ˈstrɪpər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی خط دار، به ویژه ماهی خط دار گرگ؛ شخصی که لایه‌های رنگ یا پوشش‌های دیگر را از سطوح حذف می‌کند؛ دستگاه یا ابزاری که برای حذف لایه‌های رنگ یا پوشش‌های دیگر استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

catching stripers

گرفتن استریپرها

stripers bite

استریپرها بیت می‌کنند

stripers season

فصل استریپرها

stripers run

جریان استریپرها

stripers fishing

چیدن استریپرها

stripers report

گزارش استریپرها

stripers lure

جذب استریپرها

stripers spot

محل استریپرها

stripers swim

استریپرها می‌نامی دارند

stripers feed

تغذیه استریپرها

جملات نمونه

anglers eagerly cast their lines hoping to catch stripers.

ماهیگیران با شوق سرنشان را در آب می انداختند تا ماهی‌های چرک را صید کنند.

the coastal waters are prime habitat for striped bass, also known as stripers.

آب‌های ساحلی زیستگاه اصلی ماهی‌های چرک (که گاهی به عنوان ماهی چرک نامیده می‌شوند) هستند.

we spent the entire day striping the beach, searching for signs of the fish.

ما تمام روز را به چرک کردن ساحل می‌پرداختیم و علائمی از ماهی‌ها را جستجو می‌کردیم.

stripers are known for their aggressive feeding habits and powerful strikes.

ماهی‌های چرک به دلیل رفتار غذایی فعال و ضربات قوی‌شان شناخته می‌شوند.

the guide showed us how to effectively target stripers using live bait.

راهنما به ما نشان داد که چگونه با استفاده از وسیله‌های زنده، به طور موثر ماهی‌های چرک را هدف قرار دهیم.

regulations protect the striper population, ensuring sustainable fishing.

قوانین جمعیت ماهی‌های چرک را حفظ می‌کنند و صید پایدار را تضمین می‌کنند.

many anglers prefer using artificial lures when targeting stripers.

بسیاری از ماهیگیران ترجیح می‌دهند وقتی ماهی‌های چرک را هدف قرار می‌دهند از وسیله‌های مصنوعی استفاده کنند.

the striper run is a highly anticipated event for local fishermen.

رویداد چرک‌زدن ماهی‌های چرک برای ماهیگیران محلی یک رویداد بسیار منتظر شده است.

catching a large striper is a significant accomplishment for any angler.

صید یک ماهی چرک بزرگ یک دستاورد مهم برای هر ماهیگیری است.

we released the smaller stripers to help maintain a healthy population.

ما ماهی‌های چرک کوچک‌تر را آزاد کردیم تا به حفظ جمعیت سالم کمک کنیم.

the striper's silvery body allows it to blend in with the water.

بدن نقره‌ای ماهی چرک به آن اجازه می‌دهد که با آب یکی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید