subduedly

[ایالات متحده]/[sʌbˈdjuːəli]/
[بریتانیا]/[sʌbˈdjuːəli]/

ترجمه

adv. به روشی آرام؛ با آرامش و خونسردی؛ بدون نشان دادن احساسات یا اشتیاق قوی؛ به روشی محدود یا متواضع.

عبارات و ترکیب‌ها

subduedly expressed

به طور خونسردانه بیان شده

living subduedly

زندگی خونسردانه

spoke subduedly

به طور خونسردانه صحبت کرد

subduedly smiling

با لبخند خونسردانه

acted subduedly

به طور خونسردانه عمل کرد

subduedly reacting

واکنش خونسردانه

subduedly agreed

به طور خونسردانه موافقت کرد

moving subduedly

به طور خونسردانه حرکت کرد

subduedly observing

به طور خونسردانه مشاهده کرد

existed subduedly

به طور خونسردانه وجود داشت

جملات نمونه

she accepted the award subduedly, offering a brief thank you.

او جایزه را به آرامی و با فروتنی پذیرفت و تشکر کوتاهی کرد.

he expressed his disagreement subduedly, preferring to avoid confrontation.

او مخالفت خود را به آرامی ابراز کرد و ترجیح داد از رویارویی اجتناب کند.

the film ended subduedly, leaving the audience to ponder the meaning.

فیلم به آرامی به پایان رسید و مخاطبان را به تفکر در مورد معنا واداشت.

the team celebrated their victory subduedly in the locker room.

تیم جشن پیروزی خود را به آرامی در اتاق رختکن برگزار کرد.

he subduedly acknowledged his mistake, hoping to move forward.

او به آرامی اشتباه خود را پذیرفت و امیدوار بود که به جلو برود.

she subduedly declined the invitation, politely explaining her prior commitment.

او به آرامی از دعوت امتناع کرد و به طور مؤدبانه توضیح داد که تعهدی قبلی دارد.

the news was delivered subduedly, minimizing the potential for panic.

این خبر به آرامی اعلام شد تا از ایجاد وحشت جلوگیری شود.

he subduedly hinted at a possible promotion, without explicitly stating it.

او به طور غیرمستقیم به احتمال ترفیع اشاره کرد، بدون اینکه آن را به صراحت بیان کند.

the company announced the restructuring subduedly to avoid market volatility.

شرکت اعلامیه بازسازی را به آرامی منتشر کرد تا از نوسانات بازار جلوگیری کند.

she subduedly smiled, masking her disappointment with grace.

او با لبخندی آرام، ناامیدی خود را با وقار پنهان کرد.

he subduedly corrected her grammar, wanting to be helpful, not critical.

او به آرامی گرامر او را تصحیح کرد، می‌خواست کمک کند، نه انتقاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید