sublayer

[ایالات متحده]/ˈsʌb.leɪ.ər/
[بریتانیا]/ˈsʌbˌleɪ.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه‌ای زیر یک لایه اصلی

عبارات و ترکیب‌ها

data sublayer

لایه‌ی داده

sublayer definition

تعریف زیرلایه

sublayer structure

ساختار لایه‌ی فرعی

sublayer model

مدل زیرلایه

sublayer mapping

نگاشت زیرلایه

sublayer configuration

تنظیمات زیرلایه

sublayer interface

واسط زیرلایه

sublayer hierarchy

سلسله مراتب زیرلایه

sublayer component

اجزای زیرلایه

sublayer feature

ویژگی زیرلایه

جملات نمونه

the sublayer of the earth's crust is rich in minerals.

لایه زیرین پوسته زمین سرشار از مواد معدنی است.

we need to analyze the data at the sublayer level.

ما باید داده ها را در سطح زیرلایه تجزیه و تحلیل کنیم.

the software allows users to edit the sublayer settings.

نرم افزار به کاربران اجازه می دهد تا تنظیمات زیرلایه را ویرایش کنند.

each sublayer has its own unique properties.

هر زیرلایه دارای ویژگی های منحصر به فرد خود است.

understanding the sublayer structure is crucial for our research.

درک ساختار زیرلایه برای تحقیقات ما بسیار مهم است.

the sublayer must be properly insulated to prevent heat loss.

زیرلایه باید به درستی عایق شود تا از اتلاف گرما جلوگیری شود.

geologists study the sublayer to learn about past climates.

زمین شناسان زیرلایه را برای کسب اطلاعات در مورد آب و هوای گذشته مطالعه می کنند.

in our model, the sublayer interacts with the upper layers.

در مدل ما، زیرلایه با لایه های بالایی تعامل دارد.

there are various techniques to visualize the sublayer.

تکنیک های مختلفی برای تجسم زیرلایه وجود دارد.

the sublayer is essential for the overall stability of the structure.

زیرلایه برای پایداری کلی سازه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید