subnormality

[ایالات متحده]/ˌsʌbnɔːˈmæləti/
[بریتانیا]/ˌsʌbnɔːrˈmæləti/

ترجمه

n. وضعیت بودن زیر سطح عادی یا متوسط، به ویژه از نظر هوش یا سلامتی؛ [پزشکی] یک حالت داشتن ویژگی‌های جسمی یا روانی زیر استاندارد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

emotional subnormality

نابالغی عاطفی

intellectual subnormality

نابالغی ذهنی

mental subnormality

نابالغی روانی

sexual subnormality

نابالغی جنسی

thyroid subnormality

نابالغی تیروئید

physiological subnormality

نابالغی فیزیولوژیک

severe subnormality

نابالغی شدید

educational subnormality

نابالغی آموزشی

social subnormality

نابالغی اجتماعی

cognitive subnormality

نابالغی شناختی

جملات نمونه

the doctor diagnosed the child with mild subnormality after comprehensive testing.

پزشک پس از آزمایش‌های جامع، کودک را با نقص خفیف تشخیص داد.

intellectual subnormality can be identified through standardized psychological assessments.

نقص هوشیاری می‌تواند از طریق ارزیابی‌های روانشناختی استاندارد شناسایی شود.

children with moderate subnormality often require specialized educational support.

کودکان با نقص متوسط اغلب نیاز به حمایت آموزشی ویژه دارند.

the incidence of subnormality has decreased in recent decades due to improved healthcare.

به دلیل بهبود پزشکی، اخیراً فراوانی نقص کاهش یافته است.

severe subnormality requires lifelong care and assistance from caregivers.

نقص شدید نیاز به مراقبت و کمک طولانی مدت از سوی مراقبان دارد.

early intervention is crucial for children showing signs of developmental subnormality.

درمان زودهنگام برای کودکانی که علائم نقص توسعه‌ای نشان می‌دهند، حیاتی است.

research indicates that genetic factors contribute to some cases of subnormality.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که عوامل ژنتیکی در برخی موارد نقص دخیل هستند.

teachers receive training to support students with learning subnormality.

معلمان آموزش می‌بینند تا دانش‌آموزان با نقص یادگیری را حمایت کنند.

the school conducted screenings to identify students with intellectual subnormality.

مدرسه آزمایش‌هایی را انجام داد تا دانش‌آموزان با نقص هوشیاری را شناسایی کند.

parents of children with subnormality often seek support groups for guidance.

والدین کودکان با نقص اغلب گروه‌های حمایتی را برای راهنمایی جستجو می‌کنند.

historical attitudes toward subnormality have evolved significantly over time.

نگرش‌های تاریخی نسبت به نقص به طور قابل توجهی در طول زمان تغییر کرده‌اند.

healthcare professionals use various criteria to diagnose subnormality in patients.

متخصصان بهداشت از معیارهای مختلف برای تشخیص نقص در بیماران استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید