subsample

[ایالات متحده]/ˈsʌbˌsɑːmpl/
[بریتانیا]/ˈsʌbˌsæmpl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (یک نمونه که از یک نمونه بزرگتر گرفته شده است) یک نمونه ثانویه
v. برای گرفتن یک نمونه ثانویه از

عبارات و ترکیب‌ها

subsample data

داده‌های نمونه‌گیری فرعی

subsample size

اندازه نمونه‌گیری فرعی

subsample method

روش نمونه‌گیری فرعی

subsample group

گروه نمونه‌گیری فرعی

subsample analysis

تجزیه و تحلیل نمونه‌گیری فرعی

subsample selection

انتخاب نمونه‌گیری فرعی

subsample technique

تکنیک نمونه‌گیری فرعی

subsample strategy

استراتژی نمونه‌گیری فرعی

subsample process

فرآیند نمونه‌گیری فرعی

subsample results

نتایج نمونه‌گیری فرعی

جملات نمونه

we decided to subsample the data for more efficient analysis.

ما تصمیم گرفتیم داده‌ها را برای تجزیه و تحلیل کارآمدتر نمونه‌گیری کنیم.

the researchers chose to subsample from the larger population.

محققان تصمیم گرفتند از جمعیت بزرگتر نمونه‌گیری کنند.

it is important to subsample correctly to avoid bias.

برای جلوگیری از سوگیری، نمونه‌گیری صحیح بسیار مهم است.

we will subsample the images to reduce processing time.

ما تصاویر را برای کاهش زمان پردازش نمونه‌گیری خواهیم کرد.

the team plans to subsample every fifth participant.

تیم قصد دارد هر پنجمین شرکت‌کننده را نمونه‌گیری کند.

before analysis, we need to subsample the collected data.

قبل از تجزیه و تحلیل، ما باید داده‌های جمع‌آوری‌شده را نمونه‌گیری کنیم.

they opted to subsample the survey responses for quicker results.

آنها برای رسیدن به نتایج سریع‌تر تصمیم گرفتند پاسخ‌های نظرسنجی را نمونه‌گیری کنند.

to improve accuracy, we decided to subsample the dataset multiple times.

برای بهبود دقت، ما تصمیم گرفتیم مجموعه داده را چندین بار نمونه‌گیری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید