subsample data
دادههای نمونهگیری فرعی
subsample size
اندازه نمونهگیری فرعی
subsample method
روش نمونهگیری فرعی
subsample group
گروه نمونهگیری فرعی
subsample analysis
تجزیه و تحلیل نمونهگیری فرعی
subsample selection
انتخاب نمونهگیری فرعی
subsample technique
تکنیک نمونهگیری فرعی
subsample strategy
استراتژی نمونهگیری فرعی
subsample process
فرآیند نمونهگیری فرعی
subsample results
نتایج نمونهگیری فرعی
we decided to subsample the data for more efficient analysis.
ما تصمیم گرفتیم دادهها را برای تجزیه و تحلیل کارآمدتر نمونهگیری کنیم.
the researchers chose to subsample from the larger population.
محققان تصمیم گرفتند از جمعیت بزرگتر نمونهگیری کنند.
it is important to subsample correctly to avoid bias.
برای جلوگیری از سوگیری، نمونهگیری صحیح بسیار مهم است.
we will subsample the images to reduce processing time.
ما تصاویر را برای کاهش زمان پردازش نمونهگیری خواهیم کرد.
the team plans to subsample every fifth participant.
تیم قصد دارد هر پنجمین شرکتکننده را نمونهگیری کند.
before analysis, we need to subsample the collected data.
قبل از تجزیه و تحلیل، ما باید دادههای جمعآوریشده را نمونهگیری کنیم.
they opted to subsample the survey responses for quicker results.
آنها برای رسیدن به نتایج سریعتر تصمیم گرفتند پاسخهای نظرسنجی را نمونهگیری کنند.
to improve accuracy, we decided to subsample the dataset multiple times.
برای بهبود دقت، ما تصمیم گرفتیم مجموعه داده را چندین بار نمونهگیری کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید