subsequence

[ایالات متحده]/ˈsʌb.sɪ.kwəns/
[بریتانیا]/ˈsʌb.sɪ.kwəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که دنبال می‌آید؛ در رایانه، دنباله‌ای که از دیگری مشتق شده است؛ چیزی که بعد از آن می‌آید
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

subsequence analysis

تجزیه و تحلیل زیردنظامی

subsequence generation

تولید زیردنظامی

subsequence extraction

استخراج زیردنظامی

subsequence matching

تناسب زیردنظامی

subsequence detection

تشخیص زیردنظامی

subsequence alignment

ترازی‌سازی زیردنظامی

subsequence search

جستجوی زیردنظامی

subsequence representation

بازنمایی زیردنظامی

subsequence comparison

مقایسه زیردنظامی

جملات نمونه

in the subsequence of events, he realized his mistake.

در پی‌ریزی وقایع، او متوجه اشتباه خود شد.

the subsequence of the study revealed new insights.

پی‌ریزی مطالعه، بینش‌های جدیدی را آشکار کرد.

they made significant progress in the subsequence of the project.

آنها در پی‌ریزی پروژه پیشرفت‌های چشمگیری داشتند.

her subsequence actions showed her true intentions.

اقدامات بعدی او نشان‌دهنده اهداف واقعی او بود.

in the subsequence of the trial, new evidence was presented.

در پی‌ریزی محاکمه، مدارک جدیدی ارائه شد.

the subsequence of the conversation changed the mood entirely.

پی‌ریزی مکالمه، حال و هوا را به طور کامل تغییر داد.

after the incident, there was a subsequence investigation.

پس از حادثه، یک تحقیقات بعدی انجام شد.

in the subsequence of their relationship, they faced many challenges.

در پی‌ریزی رابطه آنها، آنها با چالش‌های زیادی روبرو شدند.

the subsequence of the game was more exciting than the first half.

پی‌ریزی بازی، هیجان‌انگیزتر از نیمه اول بود.

his subsequence decisions were influenced by previous experiences.

تصمیمات بعدی او تحت تأثیر تجربیات قبلی قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید