subserved

[ایالات متحده]/səbˈsɜːvd/
[بریتانیا]/səbˈsɜrvd/

ترجمه

v. ترویج یا پیشبرد (یک هدف، عمل و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

subserved the purpose

به هدف خدمت کرد

subserved the needs

به نیازها خدمت کرد

subserved the interests

به منافع خدمت کرد

subserved the goals

به اهداف خدمت کرد

subserved the community

به جامعه خدمت کرد

subserved the function

به عملکرد خدمت کرد

subserved the mission

به مأموریت خدمت کرد

subserved the plan

به برنامه خدمت کرد

subserved the strategy

به استراتژی خدمت کرد

subserved the cause

به هدف خدمت کرد

جملات نمونه

the new policy subserved the needs of the community.

سیاست جدید به برآوردن نیازهای جامعه کمک کرد.

her research subserved the goals of the organization.

تحقیقات او به دستیابی به اهداف سازمان کمک کرد.

the project was designed to subserve environmental sustainability.

این پروژه برای حفظ پایداری محیط زیست طراحی شده بود.

the committee's efforts subserved the interests of all members.

تلاش‌های کمیته به حفظ منافع همه اعضا کمک کرد.

the changes in the curriculum subserved student learning.

تغییرات در برنامه درسی به یادگیری دانش آموزان کمک کرد.

his actions subserved the purpose of the initiative.

اقدامات او به تحقق اهداف طرح کمک کرد.

the new software subserved the efficiency of the team.

نرم افزار جدید به افزایش کارایی تیم کمک کرد.

the design of the building subserved its function as a community center.

طراحی ساختمان به عملکرد آن به عنوان مرکز اجتماعی کمک کرد.

the marketing strategy subserved the company's growth objectives.

استراتژی بازاریابی به دستیابی به اهداف رشد شرکت کمک کرد.

her volunteering subserved the local charity's mission.

داوطلبی او به تحقق اهداف خیریه محلی کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید