substitions

[ایالات متحده]/ˌsʌbstɪˈtjuːʃənz/
[بریتانیا]/ˌsʌbstɪˈtuːʃənz/

ترجمه

n. جمع جایگزین؛ کار جایگزین کردن چیزی با چیز دیگر؛ چیزی که به جای چیز دیگر استفاده می‌شود.

جملات نمونه

i need to make a decision about my career.

من باید در مورد شغل خود تصمیم بگیرم.

she always does her homework before dinner.

او همیشه تکالیف خود را قبل از شام انجام می‌دهد.

let's take a photo at the beach.

بیایید یک عکس در پляج بگیریم.

we should have a break after working for hours.

پس از کار کردن به مدت ساعات، باید استراحت کنیم.

can you give me some advice on this problem?

آیا می‌توانی در مورد این مشکل به من مشورت دهی؟

the company has made significant progress this year.

شرکت این سال پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است.

i caught a cold last week because of the rain.

من هفته گذشته سرماخیز شدم به دلیل باران.

many people want to lose weight for summer.

بسیاری از افراد می‌خواهند قبل از تابستان وزن خود را کاهش دهند.

it's important to save money for emergencies.

ذخیره پول برای اضطراب‌های احتمالی اهمیت دارد.

students should pay attention in class.

دانش‌آموزان باید در کلاس توجه کنند.

we must keep in touch after graduation.

پس از فارغ‌التحصیلی باید با هم در ارتباط باقی بمانیم.

he gave a speech at the conference yesterday.

او دیروز در کنفرانسی سخنرانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید