succor

[ایالات متحده]/ˈsʌkə/
[بریتانیا]/ˈsʌkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمک و حمایت در زمان‌های سخت؛ کمک یا تسکین، به‌ویژه زمانی که نیاز است
vt. کمک یا یاری دادن؛ فراهم کردن کمک
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsuccors
جمعsuccors

عبارات و ترکیب‌ها

offer succor

ارائه کمک

provide succor

ارائه کمک

seek succor

جستجوی کمک

give succor

ارائه کمک

find succor

یافتن کمک

succor the needy

کمک به نیازمندان

render succor

ارائه کمک

succor in crisis

کمک در بحران

emergency succor

کمک اضطراری

urgent succor

کمک فوری

جملات نمونه

in times of crisis, we must offer succor to those in need.

در زمان بحران، باید به نیازمندان کمک کنیم.

the charity aims to provide succor to the homeless.

هدف خیریه، ارائه کمک به بی‌خانمان‌ها است.

he found succor in the support of his friends during tough times.

او در دوران سخت، در حمایت دوستانش آرامش یافت.

the government promised to succor the victims of the natural disaster.

دولت قول داد به قربانیان سوانح طبیعی کمک کند.

she offered succor to the injured animals she found on the road.

او به حیوانات زخمی که در خیابان پیدا کرد، کمک کرد.

many organizations provide succor to refugees fleeing war.

سازمان‌های زیادی به آوارگان جنگ‌زده کمک می‌کنند.

his kind words were a succor to her troubled mind.

کلمات مهربانانه او برای ذهن پریشانش تسکین‌بخش بود.

they sought succor in their faith during difficult times.

آنها در دوران سخت به ایمان خود پناه بردند.

the community came together to succor those affected by the fire.

جامعه برای کمک به آسیب‌دیدگان از آتش‌سوزی گرد هم آمد.

volunteers worked tirelessly to provide succor to the flood victims.

داوطلبان بی‌وقفه برای کمک به قربانیان سیل تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید