succussed

[ایالات متحده]/səˈkʌst/
[بریتانیا]/səˈkʌst/

ترجمه

vt. به شدت تکان دادن یا تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

succussed the patient

بیمار را تکان داد

succussed the remedy

درمان را تکان داد

succussed the solution

راه حل را تکان داد

succussed for effect

برای اثرگذاری تکان داد

succussed with vigor

با قدرت تکان داد

succussed in practice

در عمل تکان داد

succussed thoroughly

به طور کامل تکان داد

succussed the mixture

مخلوط را تکان داد

succussed the dose

دوز را تکان داد

succussed with care

با احتیاط تکان داد

جملات نمونه

the doctor succussed the vial to mix the medication.

پزشک برای مخلوط کردن دارو ویال را تکان داد.

he succussed the solution before administering it to the patient.

او قبل از تجویز آن برای بیمار محلول را تکان داد.

to ensure efficacy, the homeopath succussed the remedy several times.

برای اطمینان از اثربخشی، طبیب خانگی چندین بار درمان را تکان داد.

the chemist carefully succussed the compounds in the lab.

شیمادان با دقت ترکیبات را در آزمایشگاه تکان داد.

she was taught to succuss the tincture before use.

به او آموزش داده شد که قبل از استفاده tincture را تکان دهد.

after succussing the mixture, he observed the changes.

پس از تکان دادن مخلوط، او تغییرات را مشاهده کرد.

the herbalist succussed the extracts to enhance their potency.

گیاه دارو گیاهی عصاره ها را برای افزایش قدرت آنها تکان داد.

it is important to succuss the vaccine before administration.

قبل از تجویز، تکان دادن واکسن مهم است.

the pharmacist explained how to succuss the liquid correctly.

داروساز توضیح داد که چگونه مایع را به درستی تکان دهد.

he learned to succuss the solution as part of his training.

او یاد گرفت که به عنوان بخشی از آموزش خود محلول را تکان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید