suckered

[ایالات متحده]/ˈsʌkəd/
[بریتانیا]/ˈsʌkərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را فریب دادن تا کاری انجام دهد؛ کسی را وسوسه کردن تا کاری انجام دهد

عبارات و ترکیب‌ها

suckered in

فریب خوردن

suckered out

بیرون کشیده شدن

suckered up

بالا کشیده شدن

suckered down

پایین کشیده شدن

suckered away

دور کشیده شدن

suckered back

عقب کشیده شدن

suckered into

وارد فریب شدن

suckered out of

بیرون رانده شدن

suckered off

حذف کردن

suckered along

همراه کشیده شدن

جملات نمونه

he felt suckered into buying that overpriced gadget.

او احساس كرد كه فريب خورده و وادار به خريد آن دستگاه گران قيمت شده است.

don't get suckered by flashy advertisements.

فریب تبلیغات فریبنده را نخورید.

she realized she was suckered into a bad investment.

او متوجه شد که فریب یک سرمایه گذاری بد را خورده است.

they suckered him into joining the scheme.

آنها او را فریب دادند تا به این طرح بپیوندد.

he always feels suckered when he buys lottery tickets.

او همیشه احساس می کند که فریب خورده است وقتی بلیط لاتاری می خرد.

she was suckered by the promise of easy money.

او با وعده پول آسان فریب خورد.

don't let them suckered you into making a hasty decision.

به آنها اجازه ندهید شما را فریب دهند تا تصمیم عجولانه ای بگیرید.

he felt suckered after reading the fine print.

او پس از خواندن حروف ریز و درشت احساس فریب خوردگی کرد.

she got suckered into attending that seminar.

او فریب خورد و به آن سمینار رفت.

they suckered us into believing their lies.

آنها ما را فریب دادند تا باور کنیم دروغ هایشان را.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید